آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ آبان ۱۴۰۴

    Sputter

    ˈspʌt̬ər ˈspʌtə

    گذشته‌ی ساده:

    sputtered

    شکل سوم:

    sputtered

    سوم‌شخص مفرد:

    sputters

    وجه وصفی حال:

    sputtering

    شکل جمع:

    sputters

    معنی sputter | جمله با sputter

    verb - intransitive

    پت‌پت کردن، تق‌تق کردن، صدای انفجاری کوتاه دادن

    A car sputtered down the road.

    اتومبیلی پت‌پت‌کنان از جاده سرازیر شد.

    Machine guns sputtered away.

    مسلسل‌ها ترق‌تروق می‌کردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The motor sputtered and died.

    موتور پت‌پت کرد و خاموش شد.

    verb - intransitive verb - transitive

    با عصبانیت گفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    Sputtering protests, he retired from the contest.

    درحالی‌که با هیجان اعتراض می‌کرد از مسابقه کنار رفت.

    “I can’t believe this!” she sputtered in anger.

    با عصبانیت گفت:«باورم نمی‌شود!»

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    she began to laugh, sputtering out the story

    شروع کرد به خندیدن و گفتن داستان با شتاب تمام

    He talks with his mouth full and sputters all over the table.

    او با دهان پر حرف می‌زند و ذرات غذای دهانش را به سرتاسر میز می‌پراند.

    verb - intransitive

    ادبی کم‌رمق پیش رفتن، به‌کندی پیش رفتن، ضعیف ادامه یافتن

    The startup sputtered through its first year due to lack of funding.

    استارتاپ به‌دلیل کمبود سرمایه، سال اول خود را ضعیف ادامه داد.

    The old project sputtered along for months without any real progress.

    پروژه‌ی قدیمی به‌کندی پیش رفت و ماه‌ها بدون هیچ پیشرفت واقعی ادامه یافت.

    noun countable

    پت‌پت، تق‌تق، صداهای انفجاری کوتاه

    The malfunctioning generator produced sputters and hisses.

    ژنراتور خراب صدای پت‌پت و هیس تولید کرد.

    The room was filled with the sputters of the medical machines.

    اتاق با صدای تق‌تق دستگاه‌های پزشکی پر شده بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sputter

    1. verb to make a series of short, sharp noises
      Synonyms:
      stutter stammer falter stumble spit splutter crackle crepitate spit out
    1. verb climb awkwardly, as if by scrambling
      Synonyms:
      scramble clamber struggle shin shinny skin
    1. noun an utterance (of words) with spitting sounds (as in rage)
      Synonyms:
      sputtering spluttering splattering spattering splatter splutter

    ارجاع به لغت sputter

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «sputter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sputter

    لغات نزدیک sputter

    • - sput nik
    • - sputnik
    • - sputter
    • - sputum
    • - spy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.