آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ آبان ۱۴۰۴

      Sputter

      ˈspʌt̬ər ˈspʌtə

      گذشته‌ی ساده:

      sputtered

      شکل سوم:

      sputtered

      سوم‌شخص مفرد:

      sputters

      وجه وصفی حال:

      sputtering

      شکل جمع:

      sputters

      معنی sputter | جمله با sputter

      verb - intransitive

      پت‌پت کردن، تق‌تق کردن، صدای انفجاری کوتاه دادن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      A car sputtered down the road.

      اتومبیلی پت‌پت‌کنان از جاده سرازیر شد.

      Machine guns sputtered away.

      مسلسل‌ها ترق‌تروق می‌کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The motor sputtered and died.

      موتور پت‌پت کرد و خاموش شد.

      verb - intransitive verb - transitive

      با عصبانیت گفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Sputtering protests, he retired from the contest.

      درحالی‌که با هیجان اعتراض می‌کرد از مسابقه کنار رفت.

      “I can’t believe this!” she sputtered in anger.

      با عصبانیت گفت:«باورم نمی‌شود!»

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      she began to laugh, sputtering out the story

      شروع کرد به خندیدن و گفتن داستان با شتاب تمام

      He talks with his mouth full and sputters all over the table.

      او با دهان پر حرف می‌زند و ذرات غذای دهانش را به سرتاسر میز می‌پراند.

      verb - intransitive

      ادبی کم‌رمق پیش رفتن، به‌کندی پیش رفتن، ضعیف ادامه یافتن

      The startup sputtered through its first year due to lack of funding.

      استارتاپ به‌دلیل کمبود سرمایه، سال اول خود را ضعیف ادامه داد.

      The old project sputtered along for months without any real progress.

      پروژه‌ی قدیمی به‌کندی پیش رفت و ماه‌ها بدون هیچ پیشرفت واقعی ادامه یافت.

      noun countable

      پت‌پت، تق‌تق، صداهای انفجاری کوتاه

      The malfunctioning generator produced sputters and hisses.

      ژنراتور خراب صدای پت‌پت و هیس تولید کرد.

      The room was filled with the sputters of the medical machines.

      اتاق با صدای تق‌تق دستگاه‌های پزشکی پر شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sputter

      1. verb to make a series of short, sharp noises
        Synonyms:
        stutter stammer falter stumble spit splutter crackle crepitate spit out
      1. verb climb awkwardly, as if by scrambling
        Synonyms:
        scramble clamber struggle shin shinny skin
      1. noun an utterance (of words) with spitting sounds (as in rage)
        Synonyms:
        sputtering spluttering splattering spattering splatter splutter

      ارجاع به لغت sputter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sputter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sputter

      لغات نزدیک sputter

      • - sput nik
      • - sputnik
      • - sputter
      • - sputum
      • - spy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.