آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ بهمن ۱۴۰۲

      Upper

      ˈʌpər ˈʌpə

      شکل جمع:

      uppers

      صفت عالی:

      uppermost

      معنی upper | جمله با upper

      adjective B1

      بالا، بالایی، زبرین، فوقانی، بالارتبه، بالاتر، بلندتر، رویی، شمالی

      the upper floor of the building

      طبقه‌ی فوقانی ساختمان

      upper atmosphere

      جوّ فوقانی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the upper lip

      لب بالا

      belonging to upper social classes

      متعلق به طبقات اجتماعی بالاتر

      hills and upper regions

      تپه‌ها و نواحی بلندتر

      upper garments

      لباس‌های رو

      upper New York

      شمال نیویورک

      Upper Volta

      ولتای شمالی

      upper Nile

      نیل علیا

      noun countable

      قسمت بالای کفش، رویه‌ی کفش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      These shoes have leather uppers.

      این کفش‌ها رویه‌ی چرمی دارند.

      the high-quality upper

      رویه‌ی باکیفیت کفش

      noun countable

      ردیف بالای دندان‌ها، دندان بالا، دندان ردیف بالا

      He has two uppers missing.

      دو تا از دندان‌های فوقانی او افتاده است.

      I could feel the pain in my upper as I bit into the apple.

      وقتی سیب را گاز زدم، دندان بالایم درد گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد upper

      1. adjective above
        Synonyms:
        high top overhead uppermost higher upward loftier more elevated topmost
        Antonyms:
        below under lower
      1. adjective superior
        Synonyms:
        important greater elite eminent elevated more important beautiful
        Antonyms:
        inferior lower junior

      سوال‌های رایج upper

      شکل جمع upper چی میشه؟

      شکل جمع upper در زبان انگلیسی uppers است.

      صفت عالی upper چی میشه؟

      صفت عالی upper در زبان انگلیسی uppermost است.

      ارجاع به لغت upper

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «upper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/upper

      لغات نزدیک upper

      • - upon
      • - upon bail
      • - upper
      • - upper body
      • - upper bound
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.