آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۴

    Wildly

    ˈwaɪldli ˈwaɪldli

    صفت تفضیلی:

    more wildly

    صفت عالی:

    most wildly

    معنی wildly | جمله با wildly

    adverb B2

    (تا حدی مضحک) به‌طور غیرقابل‌کنترل، به‌طور افراطی، شدیداً، به‌شدت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    He has a tendency to exaggerate wildly.

    شدیداً به اغراق و مبالغه تمایل دارد.

    It was wildly expensive.

    به‌شدت گران بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wildly

    1. adjective with emotion
      Synonyms:
      passionately heatedly avidly
    1. adjective without restraint
      Synonyms:
      recklessly carelessly uncontrollably violently fiercely savagely rashly hastily pell-mell confusedly ferociously unwittingly quixotically
      Antonyms:
      carefully prudently judiciously

    لغات هم‌خانواده wildly

    noun
    wild, wildness
    adjective
    wild
    adverb
    wildly, wild

    سوال‌های رایج wildly

    صفت تفضیلی wildly چی میشه؟

    صفت تفضیلی wildly در زبان انگلیسی more wildly است.

    صفت عالی wildly چی میشه؟

    صفت عالی wildly در زبان انگلیسی most wildly است.

    معنی wildly به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «wildly» در زبان فارسی به «بسیار»، «به شدت»، «دیوانه‌وار» یا «وحشیانه» ترجمه می‌شود.

    این واژه به‌عنوان قید (adverb) برای تشدید افعال، صفات یا حالت‌ها به کار می‌رود و معمولاً نشان‌دهنده‌ی شدت، انرژی زیاد یا عدم کنترل است. «Wildly» در متن‌های ادبی، محاوره‌ای و حتی روزمره کاربرد دارد و بسته به زمینه می‌تواند بار مثبت، منفی یا خنثی داشته باشد.

    در کاربرد مثبت یا هیجانی، «wildly» بیانگر شور، شادی یا علاقه شدید است. برای مثال، جمله‌ی «She was wildly excited about the concert» به معنای «او از بابت کنسرت به شدت هیجان‌زده بود» است. در این حالت، واژه شدت احساس را به‌طور واضح و انرژی‌بخش منتقل می‌کند و حس جنب و جوش، شور و نشاط را به مخاطب می‌دهد.

    در کاربرد منفی، «wildly» می‌تواند نشان‌دهنده‌ی رفتار غیرقابل کنترل، خطرناک یا نامنظم باشد. برای مثال، جمله‌ی «He swung wildly at the opponent» یعنی «او به سمت حریف به‌صورت دیوانه‌وار ضربه زد». این کاربرد حس بی‌نظمی، فقدان کنترل و شدت عمل را منتقل می‌کند و اغلب برای توصیف رفتارهای هیجانی یا واکنش‌های شدید به کار می‌رود.

    «Wildly» همچنین در زبان استعاری و ادبی برای تشدید کیفیت‌ها و حالت‌ها به کار می‌رود. برای نمونه، جمله‌ی «The idea spread wildly across the country» به معنای «این ایده به‌طور گسترده و سریع در سراسر کشور پخش شد» است. در این کاربرد، واژه انتقال سریع، شدت تاثیر و گستردگی را نشان می‌دهد و توانایی تصویرسازی ذهنی را افزایش می‌دهد.

    «wildly» نمونه‌ای از قیدهای پرکاربرد در زبان انگلیسی است که با افزودن شدت و انرژی به فعل یا صفت، جمله را پررنگ و زنده می‌کند. یادگیری کاربردهای مختلف آن، به ویژه تفاوت میان بار مثبت، منفی و استعاری، به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا جملات خود را به شکل دقیق‌تر و تاثیرگذارتر بیان کنند و تنوع زبانی بیشتری در گفتار و نوشتار داشته باشند.

    ارجاع به لغت wildly

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wildly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wildly

    لغات نزدیک wildly

    • - wildlife
    • - wildling
    • - wildly
    • - wildly exaggerated
    • - wildly inaccurate
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.