جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید آن را فعال کنید.
تست تعیین سطح رایگان دایرهی لغات
تست تعیین سطح رایگان دایرهی لغات
امتحان کن
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
ورود یا ثبتنام
دیکشنری
مترجم
نرمافزارها
نرمافزار اندروید
مشاهده
نرمافزار آیاواس
مشاهده
اکستنشن مرورگرها
مشاهده
ابزارها
ابزار بهبود گرامر
ابزار بازنویسی
ابزار توسعه
ابزار خلاصه کردن
ابزار تغییر لحن
ابزار تبدیل آدرس
ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
وبلاگ
پشتیبانی
خرید اشتراک
لغات من
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
لیست الفبای فارسی: حرف "ب" (صفحه 27)
به سرآمدن
به سرانجام رسیدن
به سربردن
به سردرآمدن
به سردی
به سرعت
به سرعت انجام دادن
به سرعت پس رفتن
به سرعت حرکت کردن
به سرعت خواندن
به سرعت دویدن
به سرعت رشد کردن
به سرعت فریز کردن
به سرعقل آوردن
به سرقت رفتن
به سرم آمده است
به سرمنزل مقصود
به سرنوشت بدی دچار کردن
به سرنوشت شوم دچار کردن
به سرنوشت واگذار کردن
به سزا
به سزا رساندن
به سزا رسیدن
به سزارسیدن
به سزای خود رساندن
به سطح آوردن
به سفیدی می زند
به سلامت
به سلامتی شما
به سلامتی کسی نوشیدن
به سلامتی نوشیدن
به سلامتی!
به سمت
به سمت پاشنه
به سمت جنوب غربی
به سمت عقب
به سمع او رسید
به سن
به سن قانونی
به سن نامشخص
به سنگینی
به سود
به سود دشمن کار کردن
به سوزش آمدن
به سوزش آوردن
به سوی
به سوی آسمان
به سوی آینده
به سوی استرالیا و زلاندنو
به سوی امریکا
به سوی باختر
به سوی بالا
به سوی بالا چرخیدن
به سوی بیرون
به سوی پاشنه
به سوی پایین
به سوی پایین رودخانه
به سوی تله کشاندن
به سوی جلو
به سوی جلوی کشتی
به سوی جنوب
به سوی جنوب باختری
به سوی جنوب خاوری
به سوی جنوب شرقی
به سوی جنوب غربی
به سوی چپ
به سوی خانه
به سوی خاور
به سوی خشکی
به سوی خود کشیدن
به سوی درون
به سوی دریا
به سوی دیگر
به سوی راست
به سوی زمین
به سوی ساحل
به سوی شمال
به سوی شمال خاور
به سوی شمال شرق
به سوی شمال غرب
به سوی عرش
به سوی عقب
به سوی عقب کشتی
به سوی کنار
به سوی گذشته
به سوی مرکز
به سوی مرکز شهر
به سوی مشخصی رفتن
به سوی مشرق
به سوی مقصد
به سوی میهن
به سوی وسط کشتی
به سه بخش
به سه زبان
به سه قسمت بریدن
به سهشمند
به سهولت
به سهولت انجام دادن
به سیخ کشیدن
به سیستم متریک پیوستن
به سیم مجهز کردن
به شاخه بخش شدن
به شاگردی پذیرفتن
به شال قبای کسی برخوردن
به شان رفتن
به شتاب
به شدت
به شدت تحریک کردن
به شدت تکان دادن
به شدت وزیدن
به شدیدترین حد رساندن
به شراکت
به شرح ذیل
به شرح زیر
به شرط
به شرط آنکه
به شرط امتحان
به شرط حیات
به شرطی که
به شعر درآوردن
به شعردرآوردن
به شک افتادن
به شک انداختن
به شکار رفتن
به شکرانه
به شکل اتحادیه درآوردن
به شکل چهارگوش درآوردن
به شکل چیزی درآوردن
به شکل دربازکن
به شکل دیگر گفتن
به شکل فنجان درآوردن
به شکل قلاب درآوردن
به شکل ناقوس درآوردن
به شکلی درآوردن
به شمار آمدن
به شمار آمده
به شمار آوردن
به شمار رفتن
به شمال
به شن نشستن
به شوخی
به شوخی گرفتن
به شور آمدن
به شور آوردن
به شور و شعف آمدن
به شورش تحریک کردن
به شوق آوردن
به شوهری گرفتن
به شهادت رسیدن
به شهروندی پذیرفتن
به شیوه
به صحابت
به صحنه آوری
به صدا در آمدن سماور
به صدا در آوردن بوق
به صدا در آوردن سوت
به صدا درآمدن ناقوس
به صدا درآوردن
به صدا درآوردن زنگوله
به صدا درآوردن ناقوس
به صدادرآمدن
به صدادرآوردن
به صرافت افتادن
به صرافت انداختن
به صرفه
به صرفه بودن
به صف آراستن
به صف شدن
به صف شدن سربازان
به صف کردن
به صف کردن دوباره
به صف کردن سربازان
به صلابه کشیدن
به صلاح
به صوب
به صورت
به صورت آبگونه در آوردن
به صورت آبگونه درآمدن
به صورت اتحادیه درآوردن
به صورت استوانه درآوردن
به صورت باغچه درآوردن
به صورت برنامه درآوردن
به صورت بسیار ریز
به صورت پودر در آوردن
به صورت پوره درآوردن
به صورت پوشال درآوردن
به صورت تراشه درآوردن
به صورت تمام رخ
به صورت توپ درآوردن
به صورت جدول درآوردن
به صورت جمع در آوردن
به صورت حبه در آوردن
به صورت حلقه در آوردن
به صورت حلقه گل درآوردن
به صورت داستان
به صورت داستان در آوردن
به صورت دالبر بریدن
به صورت دانه در آوردن
به صورت دو نویسه
به صورت دیگر بیان کردن
به صورت ذره در آوردن
به صورت راه راه
به صورت رگبار فرستادن
به صورت رگبارآمدن
به صورت رمز درآوردن
به صورت ژله درآوردن
به صورت ستون
به صورت ستون درآوردن
به صورت سندیکا درآوری
به صورت سیاه نما نشان دادن
به صورت شماره
به صورت ضرب المثل
به صورت ضمیر
به صورت ظاهر
به صورت عدد
به صورت عدل درآوردن
به صورت عرف درآوردن
به صورت فدرال
به صورت فدرال درآوردن
به صورت فرمول بیان کردن
به صورت فشرده در آوردن
به صورت فعل
به صورت فهرست نامه در آوردن
به صورت قانون درآوردن
به صورت قطعات
به صورت قلنبه در آوردن
به صورت قید
به صورت کارتون درآوردن
به صورت کسر اعشاری نوشتن
به صورت کسری
به صورت کلکس در آوردن
به صورت گردله درآوردن
به صورت گره درآوردن
به صورت لرزانک در آمدن
به صورت لنگه درآوردن
به صورت ماده درآوردن
به صورت مارپیچ درآوردن
به صورت مایع درآمدن
به صورت متروکه
به صورت مدور
به صورت مکعب
به صورت ملودی
به صورت منطقی بیان کردن
به صورت موسیقی
به صورت نظم
به صورت نمایش درآوردن
به صورت نمودار در آوردن
به صورت نوار بریدن
به صورت یدک
به صورت یکسویه
به ضرب
به ضرر خود شخص تمام شدن
به ضررفروختن
به ضمیمه
به طبابت پرداختن
به طبقه بالاتری ارتقا دادن
به طرز اسف انگیز
به طرز تحریک آمیز
به طرز خاصی ساختن
به طرز خاصی قرار گرفتن
به طرز دیگری بیان کردن
به طرز شایسته
به طرز شرم آور
به طرز متفاوت
به طرز میکروسکوپی
به طرز ناخوشایند
به طرز نظامی
به طرز نهی آمیز
به طرز وحشتناک
به طرف
به طرف بالا
به طرف چپ
به طرف خارج
به طرف داخل
به طرف داخل سرزمین
به طرف راست
به طرف ساحل
به طرف سرمنزل
به طرف شرق
به طرف عقب
به طرف غرب
به طرف قله تپه
به طرفی متوجه بودن
به طرفین کج شدن
به طرفین متمایل شدن
به طرق قرعه
به طریق
به طریق اثبات پذیر
به طریق اولی
به طریقی
به طمع انداختن
به طو موقت
به طور
به طور آبدار
به طور آبستن
به طور آبگونه
به طور آراسته
به طور آرام
به طور آرامبخش
به طور آرایشی
‹
1
2
...
24
25
26
27
28
29
30
...
39
40
›
لغات تصادفی
اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!
shootaround
droop
shooting guard
salmonella
power forward
set shot
quintet
ferment
goaltending
insular
swish
sixth man
mango
stride stop
tip off
بازخواست
کاغذپاره
گزیدن
اغماض
گسیل
جوینده
حرفه
خاندان
خصمانه
درشت
دودمان
دیده
فراخوان
روشنی
رغم