جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید آن را فعال کنید.
تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی
تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی
شروع تست
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
ورود یا ثبتنام
دیکشنری
مترجم
نرمافزارها
نرمافزار اندروید
مشاهده
نرمافزار آیاواس
مشاهده
افزونهی کروم
مشاهده
ابزارها
ابزار بهبود گرامر
ابزار بازنویسی
ابزار توسعه
ابزار خلاصه کردن
ابزار تغییر لحن
ابزار تبدیل آدرس
وبلاگ
پشتیبانی
خرید اشتراک
لغات من
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
لیست الفبای فارسی: حرف "گ" (صفحه 6)
گزینش اعضای ژوری
گزینش برپار
گزینش به نمایندگی
گزینش پذیری
گزینش واژه ها
گزینش ها
گزینشگر
گزینشگری
گزینشی
گزینگان
گزینگانی
گزینگر
گزینگر صفحات
گزینگران
گزینه
گزینه انجیل
گس
گساردن
گساردن به طور کامل
گسارده
گسارش
گسارش به شوخی
گسارشگر
گسارگر
گسارنده
گساره
گساریدن
گست
گستاخ
گستاخ و بی اعتنا
گستاخ و شوخ
گستاخانه
گستاخانه با کسی حرف زدن
گستاخی
گسترا
گستران گر
گستراندن
گسترانیدن
گستردگی
گستردگی علائق و مهارت ها
گستردن
گستردن چیز تا کرده
گستردن روی سطح
گستردن طومار
گستردن هر چیز لوله شده
گستردنی
گسترده
گسترده اثر
گسترده اندیش
گسترده اندیشانه
گسترده اندیشی
گسترده برگ
گسترده تر کردن
گسترده دانش
گسترده دانی
گسترده روی زمین
گسترده شدن
گسترده شدن در جهت بخصوصی
گسترده شدن روی زمین
گسترده شدن گیاه روی زمین
گسترده فکر
گسترده کردن
گسترده کردن با ماله
گسترش
گسترش بی رویه
گسترش پذیر
گسترش تند
گسترش دادن
گسترش داشتن
گسترش شهرسازی
گسترش گرای
گسترش گرایی
گسترش یافتن
گسترش یافتن به طرف بالا
گسترشگر
گسترشی
گسترگر
گسترنده
گسترنما
گستره
گستره داشتن
گستره دانش
گسته
گسست
گسستگر
گسستگی
گسستن
گسستن اندیشه
گسستن با صدا
گسستن سخن
گسسته
گسسته از هم
گسل
گسل دره
گسلاندن
گسلانیدن
گسله
گسلیدن با صدا
گسی
گسیختگر
گسیختگی
گسیختن
گسیختن اندیشه
گسیختن سخن
گسیخته
گسیل
گسیل داشتن
گسیل کردن
گسیل کردن بخشی از سربازان
گسیل کردن بخشی از ناوگان
گسیل گروه
گسیلش
گسیلشی
گسیلگر
گسیلی
گسیلیدن
گش
گشا
گشاد
گشاد ایستی
گشاد بازی کردن
گشاد بازی کردن در بازی ورق
گشاد شدگی
گشاد شدن
گشاد شدنی
گشاد شونده
گشاد کردن
گشاد کردن سوراخ
گشاد کردن لوله اسلحه
گشاد گام برداری
گشاد نشینی
گشاد و پرچین
گشادباز
گشادبازی
گشادکننده
گشادگاه
گشادگی
گشادگی خاطر
گشادن
گشادنامه
گشاده
گشاده بازی
گشاده دست
گشاده دستی
گشاده دستی کردن
گشاده دل
گشاده رو
گشاده رویی
گشاده فکر
گشاده فکری
گشاده نامه
گشادی
گشاگر
گشایش
گشایش کردن
گشایشی
گشاینده
گشب
گشت
گشت زدن
گشت زدن به سرعت
گشت زدن در
گشت زنی
گشت زنی با اتومبیل
گشت زنی با قایق
گشت و گذار
گشت و گردش
گشت و گردش کردن
گشتاپو
گشتالت
گشتاور
گشتای
گشتراه
گشتراه شکن
گشتراهگان
گشتکره
گشتگاه
گشتگر
گشتگری
گشتن
گشتن به دور محور
گشتن به سرعت
گشتن به طور گرداب وار
گشتن به طورآزادانه
گشتن بی هدف
گشتن در مسیر مدور
گشتن دور چیزی
گشتن دور چیزی با کشتی
گشتن دور چیزی با هواپیما
گشتن سریع به دور محور
گشتور
گشتوری
گشته
گشتی
گشتی گذاره
گشن
گشن آمدن
گشن پذیر
گشن پذیری
گشن خواهی
گشن کردن
گشن گیری
گشن گیری کردن
گشن ور
گشن ور کردن
گشنگی
گشنگیری نشده
گشنور کردن
گشنوری
گشنه
گشنی
گشنیدن
گشنیده
گشنیز
گشوارک
گشودگی
گشودن
گشودن با کوشش
گشودن بشکه
گشودن بند از مفصل
گشودن به روی همه
گشودن چفت در
گشودن سوراخ بطری
گشودن شهر و قلعه
گشودن گره
گشودن گره طناب
گشودن لوله
گشودناپذیر
گشودنی
گشوده
گشوده شدنی
گشوده کامل
گفت
گفت شناسی
گفت نمی آیم
گفت و شنود
گفت و شنود کردن
گفت و شنودگر
گفت و شنید
گفت وشنود
گفت وگو
گفتا
گفتار
گفتار بطنی
گفتار حاکی از رضایت
گفتار مبهم
گفتار مستقیم
گفتاره
گفتاری
گفتگو کردن
گفتگو مان شد
گفتگوپذیر
گفتگوی تند
گفتگوی سیاسی
گفتگوی غیر رسمی
گفتگویی
گفتمان
گفتمان پذیر
گفتمان کردن
گفتمان گر
گفتن
گفتن با اطمینان
گفتن با حرارت
گفتن با ظرافت وانمودین
گفتن با گریه و زاری
گفتن با لب و لوچه آویزان
گفتن با لحن مصنوعی
گفتن به تفصیل
گفتن به صورت نیایش
گفتن به طور رسمی
گفتن به طور محکم و صریح
گفتن به طور واضح
گفتن چیزی ضمن صحبت
گفتن داوطلبانه
گفتن درود
گفتن شوخی های زننده
گفتن مرتبا
گفتن مطلبی لابلای حرف ها
گفتن ناگهانی و با حرارت
گفتن همراه با داد و فریاد
گفتن یکی یکی
گفتنی
گفتنی بسیار
گفته
گفته اتفاقی
گفته احمقانه
گفته شده
گفته شده در بالا
گفته ضد و نقیض
گفته ضمنی
گفته کوتاه و پرمغز
گفته متناقض نما
گفته مستهجن
گفته نشده
گفتی
گل
گل آب مانند
گل آبکی
گل آبی
گل آذین
‹
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
›
لغات تصادفی
اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!
hashtag
anime
winchester disk
uspallata pass
matchboard
josephus
hypersthene
craniate
corroboree
cloudlessly
amorphous
zealotry
vibist
vegan
usually
قشلاق
قصابی
لولا
ماجراجو
مادرانه
مادهشیر
مارک
قزلآلا
ماهیقرمز
مبحث
متداوم
متمرکز
متمول
مثل همیشه
محاسبه کردن