آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Clairvoyant

      ˌklerˈvɔɪənt kleəˈvɔɪənt

      شکل جمع:

      clairvoyants

      معنی clairvoyant | جمله با clairvoyant

      noun countable

      غیب‌گو، پیش‌گو، روشن‌بین، نهان‌بین

      She claims to be a clairvoyant and often gives people advice based on visions.

      او ادعا می‌کند که روشن‌بین است و اغلب براساس رؤیاهایش به مردم مشاوره می‌دهد.

      Many people don’t believe in clairvoyants or their abilities.

      بسیاری از مردم به پیش‌گویان یا توانایی‌های آن‌ها باور ندارند.

      adjective

      غیب‌گو، پیش‌گویانه، روشن‌بینی، نهان‌بینی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Her clairvoyant abilities have not been scientifically proven.

      توانایی‌های روشن‌بینانه‌ی او به‌طور علمی ثابت نشده‌اند.

      The novel features a clairvoyant child who predicts tragic events.

      این رمان شامل کودکی پیش‌گو است که رویدادهای غم‌انگیز را پیش‌بینی می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the poet's clairvoyant revelations

      رازگشایی‌های روشن‌بینانه‌ی آن شاعر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clairvoyant

      1. adjective intuitive, psychic
        Synonyms:
        intuitive perceptive discerning clear-sighted far-sighted prescient prophetic farseeing penetrating visionary long-sighted extrasensory telepathic psychic second-sighted judicious oracular spiritualistic fey vatic sibylline new age
      1. noun person who is psychic
        Synonyms:
        seer prophet medium fortune-teller oracle visionary diviner telepath soothsayer augur channeller telepathist horoscopist palm reader sibyl haruspex voodoo doctor

      سوال‌های رایج clairvoyant

      شکل جمع clairvoyant چی میشه؟

      شکل جمع clairvoyant در زبان انگلیسی clairvoyants است.

      ارجاع به لغت clairvoyant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clairvoyant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/clairvoyant

      لغات نزدیک clairvoyant

      • - claire
      • - clairvoyance
      • - clairvoyant
      • - clam
      • - clam chowder
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.