Come To Blows

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom
گلاویز شدن، کتک کاری کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد come to blows

  1. verb to physically fight
    Synonyms:
    fight attack battle clash dispute quarrel scrap brawl assault scuffle exchange blows do battle challenge skirmish box duel mix it up cross swords bear arms feud wage war ply weapons joust

ارجاع به لغت come to blows

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «come to blows» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/come-to-blows

لغات نزدیک come to blows

پیشنهاد بهبود معانی