فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Feedback

ˈfiːdbæk ˈfiːdbæk
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun uncountable B2
    پس‌خورد، بازخورد، پس خوراند
  • noun uncountable
    (محاوره) نظر، اظهار‌نظر، واکنش
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد feedback

  1. noun response
    Synonyms: answer, assessment, comeback, comment, criticism, evaluation, observation, reaction, rebuttal, reply, retaliation, sentiment

ارجاع به لغت feedback

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «feedback» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/feedback

لغات نزدیک feedback

پیشنهاد بهبود معانی