فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Full-scale

fʊlˈskeɪl fʊlˈskeɪl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    طبق معیار یا اندازه‌ی متعارف یا اولیه
    • - a full-scale drawing
    • - نقاشی به اندازه‌ی اولیه
  • adjective
    به حداکثر، به بیشترین درجه، کامل و دقیق، تمام و کمال، بی‌کم و کاست، همه‌جانبه، به‌تمام معنی، تمام عیار
    • - full-scale warfare
    • - جنگ همه‌جانبه
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد full-scale

  1. adjective total, all-out
    Synonyms: all-encompassing, comprehensive, exhaustive, extensive, full-blown, full-dress, full-out, in-depth, major, proper, sweeping, thorough, thoroughgoing, total, unlimited, wide-ranging
    Antonyms: incomplete, incomprehensive, partial

ارجاع به لغت full-scale

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «full-scale» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/full-scale

لغات نزدیک full-scale

پیشنهاد بهبود معانی