آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ خرداد ۱۴۰۳

      Fur

      fɜːr fɜː

      گذشته‌ی ساده:

      furred

      شکل سوم:

      furred

      سوم‌شخص مفرد:

      furs

      وجه وصفی حال:

      furring

      شکل جمع:

      furs

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در معنای آخر: fur up

      معنی fur | جمله با fur

      noun countable uncountable B1

      جانورشناسی خز، مو، کرک

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Homa's fur coat is brown.

      پالتوی خز هما قهوه‌ای رنگ است.

      Some mice have short, soft fur.

      برخی موش‌ها موی کوتاه و نرم دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her jacket was edged with black fur.

      حاشیه‌ی کت او از خز سیاه بود.

      the silken fur of my cat

      موی ابریشم مانند گربه‌ی من

      They wore furred and bejewelled robes.

      آنان رداهای آذین‌شده با خز و جواهر بر تن کرده بودند.

      The puppies were covered with a white, curly fur.

      توله‌سگ‌ها با موی سپید و فرفری پوشیده شده بودند.

      noun uncountable

      جرم (در لوله‌های آب، کتری و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The plumber removed the stubborn fur from the water pipes.

      لوله‌کش جرم‌های سرسخت لوله‌های آب را جدا کرد.

      The kettle had a thick layer of fur that needed to be cleaned.

      کتری یک لایه جرم ضخیم داشت که باید تمیز می‌شد.

      noun uncountable

      بار (زبان)

      The fur of tongue

      بار زبان

      The dentist recommended a thorough cleaning to remove the fur on his tongue.

      دندانپزشک یک پاکسازی کامل را برای از بین بردن بار روی زبانش پیشنهاد داد.

      verb - intransitive

      انگلیسی بریتانیایی جرم گرفتن

      If left untreated, the kettle will fur quickly.

      درصورت عدم‌رسیدگی، کتری به‌سرعت جرم می‌گیرد.

      The water pipes fur after being neglected for years.

      لوله‌های آب پس‌از سال‌ها بی‌توجهی، جرم گرفته‌اند.

      verb - intransitive verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی (رگ) مسدود شدن، گرفتن

      His arteries began to fur after years of unhealthy eating.

      رگ‌های خونی او پس‌از سال‌ها تغذیه‌ی ناسالم شروع به مسدود شدن کردند.

      Smoking can cause your arteries to fur up quickly.

      سیگار کشیدن می‌تواند باعث مسدود شدن سریع عروق شما شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fur

      1. noun hair on animals
        Synonyms:
        hair coat skin hide wool down fuzz fluff pelt pelage pile lint jacket brush

      Idioms

      make the fur fly

      (عامیانه) 1- دودستگی ایجاد کردن، دوبه‌هم‌زنی کردن، فتنه کردن 2- به نتایج درخشان رسیدن (به‌سرعت)

      سوال‌های رایج fur

      گذشته‌ی ساده fur چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fur در زبان انگلیسی furred است.

      شکل سوم fur چی میشه؟

      شکل سوم fur در زبان انگلیسی furred است.

      شکل جمع fur چی میشه؟

      شکل جمع fur در زبان انگلیسی furs است.

      وجه وصفی حال fur چی میشه؟

      وجه وصفی حال fur در زبان انگلیسی furring است.

      سوم‌شخص مفرد fur چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fur در زبان انگلیسی furs است.

      ارجاع به لغت fur

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fur» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fur

      لغات نزدیک fur

      • - funny farm
      • - funny money
      • - fur
      • - fur seal
      • - furan
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.