با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Galling

ˈɡɑːlɪŋ ˈɡɔːlɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    galled
  • شکل سوم:

    galled
  • سوم شخص مفرد:

    galls
  • adjective
    آزار‌دهنده، رنج‌آور
    • - It's galling to see someone else take credit for your hard work.
    • - دیدن این که نفر دیگری به خاطر کار سخت شما اعتبار کسب کند، آزار‌دهنده است.
    • - The galling behavior of the customer was unacceptable.
    • - رفتار رنج‌آور مشتری پذیرفتنی نبود.
  • noun
    (متالوژی) گالینگ (نوعی سایش که باعث چسبیدن ناخواسته‌ی یک فلز به فلز دیگری می‌شود که با آن در تماس است)
    • - The galling on the metal surface was evidence of excessive friction and adhesion.
    • - گالینگ روی سطح فلز شاهدی بر اصطکاک و چسبندگی بیش‌ازحد بود.
    • - The galling on the machine parts caused them to become stuck together.
    • - گالینگ روی قطعات دستگاه باعث چسبیدن آن‌ها به یکدیگر شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد galling

  1. adjective very upsetting
    Synonyms: acid, afflictive, aggravating, annoying, bitter, bothersome, distasteful, exasperating, grievous, harassing, humiliating, irksome, irritating, nettlesome, painful, plaguing, provoking, rankling, unpalatable, vexatious, vexing
    Antonyms: cheering, comforting, pleasing, satisfying, soothing, wonderful

ارجاع به لغت galling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «galling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/galling

لغات نزدیک galling

پیشنهاد بهبود معانی