ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Comforting

ˈkʌmfɚt̬ɪŋ ˈkʌmfətɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    comforted
  • شکل سوم:

    comforted
  • سوم شخص مفرد:

    comforts
  • صفت تفضیلی:

    more comforting
  • صفت عالی:

    most comforting

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective C2
    آرام‌بخش، دلگرم‌کننده، تسلی‌بخش، آرامش‌بخش
    • - I found her words very comforting.
    • - حرف‌هاش آرومم می‌کرد.
    • - Hot soup is very comforting on a cold winter's day.
    • - سوپ گرم در روزهای سرد زمستان بسیار تسلی‌بخش است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد comforting

  1. adjective cheering
    Synonyms: abating, allaying, alleviating, analeptic, assuaging, consolatory, consoling, curing, encouraging, freeing, health-giving, heart-warming, inspiriting, invigorating, lightening, mitigating, reassuring, refreshing, relieving, remedying, restoring, revitalizing, revivifying, softening, solacing, soothing, succoring, sustaining, tranquilizing, upholding, warming
    Antonyms: aggravating, depressing, dispiriting, distressing, disturbing, irritating, upsetting, worrying

لغات هم‌خانواده comforting

ارجاع به لغت comforting

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «comforting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/comforting

لغات نزدیک comforting

پیشنهاد بهبود معانی