صفت تفضیلی:
more jadedصفت عالی:
most jadedخسته، بیرمق، دلمرده، دلزده، بیعلاقه، بیانگیزه، بیتفاوت، بیاشتها
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After years in the industry, he became jaded with corporate life.
پساز سالها فعالیت در صنعت، از زندگی شرکتی خسته شد.
He seemed jaded by the constant attention from fans.
او از توجه مداوم طرفداران، دلزده به نظر میرسید.
He has a jaded appetite. His appetite is jaded.
میل به غذا ندارد. اشتهایش کور شده. بیاشتها است.
صفت تفضیلی jaded در زبان انگلیسی more jaded است.
صفت عالی jaded در زبان انگلیسی most jaded است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «jaded» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jaded