آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Prey

      preɪ preɪ

      گذشته‌ی ساده:

      preyed

      شکل سوم:

      preyed

      سوم‌شخص مفرد:

      preys

      وجه وصفی حال:

      preying

      شکل جمع:

      preys

      معنی prey | جمله با prey

      noun verb - intransitive C2

      شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانی، دستخوش، صید کردن،دستخوش ساختن، طعمه کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      eagles were circling overhead looking for prey.

      عقاب‌ها در آسمان چرخ می‌زدند و دنبال طعمه می‌گشتند.

      birds of prey

      پرندگان شکاری

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      cats prey on mice.

      گربه موش شکار می‌کند.

      she was always a prey to doubts.

      همیشه دچار شک و تردید بود.

      old people become easy prey to dishonest salesmen.

      اشخاص سالخورده به آسانی طعمه‌ی فروشندگان دغلکار می‌شوند.

      he is attractive and preys on rich widows.

      او جذاب است و بیوه‌زن‌های پول‌دار را می‌چاپد.

      grief preyed on his mind.

      اندوه فکر او را رنج می‌داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prey

      1. noun target of attack
        Synonyms:
        victim casualty sufferer dupe mark game kill quarry underdog pillage loot mug spoil chased quest raven martyr
        Antonyms:
        attacker

      Idioms

      fall prey to something

      طعمه‌ی چیزی شدن، دچار چیزی شدن

      سوال‌های رایج prey

      گذشته‌ی ساده prey چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prey در زبان انگلیسی preyed است.

      شکل سوم prey چی میشه؟

      شکل سوم prey در زبان انگلیسی preyed است.

      شکل جمع prey چی میشه؟

      شکل جمع prey در زبان انگلیسی preys است.

      وجه وصفی حال prey چی میشه؟

      وجه وصفی حال prey در زبان انگلیسی preying است.

      سوم‌شخص مفرد prey چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prey در زبان انگلیسی preys است.

      ارجاع به لغت prey

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prey» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prey

      لغات نزدیک prey

      • - prewar
      • - prexy
      • - prey
      • - prey on
      • - prez
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.