آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ تیر ۱۴۰۳

      Traction

      ˈtrækʃn ˈtrækʃn

      معنی traction | جمله با traction

      noun uncountable

      اصطکاک، سطح اصطکاک

      Snow tires give the wheels better traction.

      تایر یخ‌شکن اصطکاک بهتری به چرخ‌ها می‌دهد.

      The tractor's tires had exceptional traction on the slippery road.

      لاستیک‌های تراکتور در جاده‌ی لغزنده، اصطکاکی عالی داشتند.

      noun uncountable

      نیروی کششی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      electric traction

      کشش به‌وسیله‌ی برق، نیروی کششی برقی

      The newly designed elevator system provided enhanced traction.

      سیستم آسانسوری که به‌تازگی طراحی شده است، نیروی کششی را افزایش می‌دهد.

      noun uncountable

      پزشکی کشش (نوعی درمان پزشکی با استفاده از تجهیزات ویژه برای کشیدن آرام بخش آسیب‌دیده‌ی بدن برای مدت طولانی است.)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      Traction is commonly used to relieve pressure on the spine in cases of herniated discs.

      کشش معمولاً برای کاهش فشار روی ستون فقرات در موارد فتق دیسک استفاده می‌شود.

      The doctor recommended traction for my fractured leg to help align the bones properly.

      دکتر برای کمک به یک اندازه کردن درست استخوان‌ها، کشش را برای پای شکسته‌ام توصیه کرد.

      noun uncountable

      استقبال، مقبولیت

      The new product gained traction quickly in the market due to its innovative features.

      محصول جدید به‌دلیل ویژگی‌های نوآورانه‌اش به‌سرعت در بازار مورد استقبال قرار گرفت.

      The company's marketing strategy helped them gain traction among a wider audience.

      استراتژی بازاریابی این شرکت به آن‌ها کمک کرد تا در بین مخاطبان وسیع‌تری مورد استقبال قرار گیرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد traction

      1. noun physical resistance, friction
        Synonyms:
        stress strain pull drag grip contraction adhesion purchase drawing absorption resorption adherence suction suck constriction stretch pulling haulage towage draught
        Antonyms:
        slipperiness

      ارجاع به لغت traction

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «traction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/traction

      لغات نزدیک traction

      • - tractate
      • - tractile
      • - traction
      • - tractive
      • - tractor
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.