آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Unemployed

ˌʌnɪmˈplɔɪd ˌʌnɪmˈplɔɪd

صفت تفضیلی:

more unemployed

صفت عالی:

most unemployed

معنی unemployed | جمله با unemployed

adjective B1

بیکار، فاقد شغل

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح مقدماتی

مشاهده

15% of the workforce was unemployed.

۱۵ درصد از نیروی کار بیکار بودند.

His financial problems escalated after he became unemployed.

مشکلات مالی او پس از بیکار شدن افزایش یافت.

noun plural

بیکاران، افراد بیکار، افراد غیرشاغل

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The number of the unemployed has increased.

شمار بیکاران زیاد شده است.

Our department provides services for the unemployed.

دایره‌ی ما به افراد غیرشاغل خدمات ارائه می‌دهد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unemployed

  1. adjective without a job
    Synonyms:
    jobless out of work laid off fired between jobs out of a job idle inactive resting free at liberty unoccupied loafing on the bench on layoff workless without gainful employment disengaged unengaged on the dole underemployed unused unexercised down closed down on the shelf unapplied out of action leisured
    Antonyms:

لغات هم‌خانواده unemployed

سوال‌های رایج unemployed

صفت تفضیلی unemployed چی میشه؟

صفت تفضیلی unemployed در زبان انگلیسی more unemployed است.

صفت عالی unemployed چی میشه؟

صفت عالی unemployed در زبان انگلیسی most unemployed است.

ارجاع به لغت unemployed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unemployed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unemployed

لغات نزدیک unemployed

پیشنهاد بهبود معانی