آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Unemployed

      ˌʌnɪmˈplɔɪd ˌʌnɪmˈplɔɪd

      صفت تفضیلی:

      more unemployed

      صفت عالی:

      most unemployed

      معنی unemployed | جمله با unemployed

      adjective B1

      بیکار، فاقد شغل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      15% of the workforce was unemployed.

      ۱۵ درصد از نیروی کار بیکار بودند.

      His financial problems escalated after he became unemployed.

      مشکلات مالی او پس از بیکار شدن افزایش یافت.

      noun plural

      بیکاران، افراد بیکار، افراد غیرشاغل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The number of the unemployed has increased.

      شمار بیکاران زیاد شده است.

      Our department provides services for the unemployed.

      دایره‌ی ما به افراد غیرشاغل خدمات ارائه می‌دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unemployed

      1. adjective without a job
        Synonyms:
        jobless out of work laid off fired between jobs out of a job idle inactive resting free at liberty unoccupied loafing on the bench on layoff workless without gainful employment disengaged unengaged on the dole underemployed unused unexercised down closed down on the shelf unapplied out of action leisured
        Antonyms:
        employed occupied

      لغات هم‌خانواده unemployed

      noun
      employee, employer, employment, unemployed, employ
      adjective
      employed, employable, unemployed
      verb - transitive
      employ

      سوال‌های رایج unemployed

      صفت تفضیلی unemployed چی میشه؟

      صفت تفضیلی unemployed در زبان انگلیسی more unemployed است.

      صفت عالی unemployed چی میشه؟

      صفت عالی unemployed در زبان انگلیسی most unemployed است.

      ارجاع به لغت unemployed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unemployed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unemployed

      لغات نزدیک unemployed

      • - unemotional
      • - unemployable
      • - unemployed
      • - unemployment
      • - unemployment compensation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      macadamia medlar oleaster pear persimmon pistachio pomegranate quebracho quince royal poinciana satsuma screw bean shagbark silk-cotton tree soapbark کمک گوش‌درد آسیب‌شناختی آلیزیدن احساسات ارج نشاط‌آور خروشان مختلف اجازه‌ی ورود دادن اجازه‌ی ورود اجرای سوگند احترام گذاشتن اخیرالورود ترغیب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.