آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱

      مست به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / mast /

      drunk, drunken, drunkard, intoxicated, bibber, tippler, toper, dipsomaniac, soaker, tipsy, crapulent, crapulous, sponge, tosspot, hard drinker, carouser, soused, inebriated, juiced, boozy, sottish, shellacked, stinko, tanked, lush, souse, squiffed, guzzler, boozer, stewed, stoned, canned, pickled

      drunk

      drunken

      drunkard

      intoxicated

      bibber

      tippler

      toper

      dipsomaniac

      soaker

      tipsy

      crapulent

      crapulous

      sponge

      tosspot

      hard drinker

      carouser

      soused

      inebriated

      juiced

      boozy

      sottish

      shellacked

      stinko

      tanked

      lush

      souse

      squiffed

      guzzler

      boozer

      stewed

      stoned

      canned

      pickled

      کسی که در اثر خوردن نوشیدنی الکلی از حالت طبیعی خارج شده باشد
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      آن‌قدر مست بود که نمی‌دانست کجاست.

      He was so drunk that he wasn't aware of where he was.

      دو مرد مست او را له و لورده کردند.

      He was bashed up by two drunken men.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      لطفاً به حرف‌هایش اعتنا نکنید، او مست است.

      Please disregard what he says, he is drunk.

      سیاه مست

      dead drunk

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / mast /

      merry, besotted

      merry

      besotted

      هیجانزده، سرخوش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      او مست دارایی‌هایش بود.

      She was besotted with possessions.

      او مست یک دختر است.

      He is besotted with a girl.

      عامیانه canned, squiffy, tiddly, boozy, cockeyed, pickled, pie-eyed, plastered, smashed, stoned, tight, wasted

      canned

      squiffy

      tiddly

      boozy

      cockeyed

      pickled

      pie-eyed

      plastered

      smashed

      stoned

      tight

      wasted

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مست

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اندوه حزن غم
      مترادف:
      شکایت شکوائیه گلایه گله
      مترادف:
      اسم
      مترادف:
      سرخوش نشئه نشئه‌ناک می‌زده شراب‌زده ملنگ کیفور
      مترادف:
      خمار خمارین خمارآلود خمارآلوده مخمور
      مترادف:
      خراب طافح
      مترادف:
      مدهوش لایعقل
      مترادف:
      بی‌خود بی‌خویشتن از خودبی‌خود مجذوب
      مترادف:
      بی‌خبر غافل غفلت‌زده
      مترادف:
      هیجان‌زده
      مترادف:
      مغرور متکبر

      ارجاع به لغت مست

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مست» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مست

      لغات نزدیک مست

      • - مسبوق
      • - مسبوق بودن
      • - مست
      • - مست از باده پیروزی
      • - مست بازی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.