آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

      Act Up

      ˈæktˈəp æktʌp

      معنی act up | جمله با act up

      phrasal verb

      خودسری کردن، سرکش بودن، مشکل‌ساز بودن

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The children were acting up.

      بچه‌ها خودسر بودند.

      He sometimes likes to act up in class.

      او گاهی‌وقت‌ها دوست دارد در کلاس سرکش باشد.

      phrasal verb

      (ماشین یا قسمتی از بدن) به‌درستی عمل نکردن، (عامیانه) ریپ زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      My car always acts up in cold weather.

      ماشینم همیشه در هوای سرد به‌درستی عمل نمی‌کند.

      My car is acting up again - I don't know what's wrong with it.

      ماشینم دوباره ریپ می‌زنه. نمی‌دونم چه مرگشه.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد act up

      1. phrasal verb misbehave, cause trouble
        Synonyms:
        misbehave act out cause trouble carry on rebel raise hell sow one’s wild oats
      1. verb to malfunction
        Synonyms:
        malfunction fail break down not work break stall jam stop running conk out go on the blink function improperly
        Antonyms:
        function properly
      1. verb misbehave badly
        Synonyms:
        misbehave behave badly be bad act out make trouble carry on be out of line fool around horseplay show off rebel set a bad example
        Antonyms:
        behave

      سوال‌های رایج act up

      معنی act up به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی act up در زبان فارسی به «خودسری کردن، سرکش بودن، دچار مشکل بودن، به‌درستی عمل نکردن» ترجمه می‌شود.

      این اصطلاح در انگلیسی کاربردهای گوناگونی دارد و می‌تواند هم در توصیف انسان‌ها و هم در اشاره به اشیا یا دستگاه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، وقتی می‌گوییم «The child is acting up» یعنی کودک رفتاری شیطنت‌آمیز یا نامناسب از خود نشان می‌دهد. همچنین اگر بگوییم «My computer is acting up»، مقصود این است که رایانه دچار مشکل شده یا به‌درستی کار نمی‌کند.

      کاربرد نخست این عبارت در حوزه‌ی رفتار انسانی است. وقتی گفته می‌شود کسی act up کرده است، معمولاً به این معناست که او برخلاف هنجار یا انتظار رفتار کرده و نوعی بی‌نظمی یا دردسر ایجاد نموده است. در مورد کودکان، این اصطلاح اغلب به لحظاتی اشاره دارد که آن‌ها از فرمان والدین یا معلم سرپیچی می‌کنند، بی‌قراری می‌کنند یا برای جلب توجه دیگران رفتارهای ناخوشایند از خود بروز می‌دهند. این کار ممکن است ناشی از خستگی، گرسنگی یا نیاز به توجه باشد.

      از سوی دیگر، act up در مورد دستگاه‌ها و وسایل مکانیکی یا الکترونیکی هم به کار می‌رود. برای مثال، وقتی یک تلفن همراه یا ماشین act up می‌کند، یعنی عملکرد آن دچار اختلال شده است. این نوع کاربرد بیشتر در زبان محاوره‌ای شنیده می‌شود و می‌تواند به معنای از کار افتادن موقت یا نشان دادن علائم خرابی باشد. به همین دلیل، این اصطلاح در حوزه‌ی فناوری و زندگی روزمره به‌وفور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      بعد دیگر معنای act up به شرایط جسمی و پزشکی مربوط می‌شود. وقتی گفته می‌شود «My knee is acting up again»، یعنی زانوی من دوباره درد گرفته یا درست کار نمی‌کند. این کاربرد بیشتر برای اشاره به مشکلاتی است که به‌طور متناوب ظاهر می‌شوند و زندگی فرد را مختل می‌سازند. چنین کاربردی از این اصطلاح نشان می‌دهد که زبان انگلیسی گاهی برای بیان موضوعات پیچیده‌ی جسمی از عبارات ساده و روزمره بهره می‌گیرد.

      از منظر فرهنگی و اجتماعی، act up را می‌توان بازتابی از نگرش به «بی‌نظمی» دانست. این عبارت در زمینه‌های مختلف نشان می‌دهد که انسان‌ها تمایل دارند برای هرگونه رفتاری که از نظم خارج شود، تعبیری کوتاه و قابل‌فهم بیابند. چه در مورد کودکی که گریه و جیغ می‌زند، چه ماشینی که ناگهان خاموش می‌شود، و چه دردی که پس از مدتی آرامش دوباره بازمی‌گردد، اصطلاح act up راهی سریع و روان برای بیان نارضایتی و ایجاد مشکل است.

      ارجاع به لغت act up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «act up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/act-up

      لغات نزدیک act up

      • - act on a tip-off
      • - act out
      • - act up
      • - act up to
      • - act upon
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.