آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۳

      Show Off

      ˈʃoʊˈɒf ʃəʊɒf

      گذشته‌ی ساده:

      showed off

      شکل سوم:

      shown off

      سوم‌شخص مفرد:

      shows off

      وجه وصفی حال:

      showing off

      شکل جمع:

      show-offs

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (noun): show-off

      همچنین می‌توان از showed off به‌جای shown off استفاده کرد.

      معنی show off | جمله با show off

      phrasal verb verb - transitive B2

      پز دادن، فخر فروختن، جولان دادن

      He loved to show off his new sports car.

      او دوست داشت با ماشین اسپرت جدیدش فخر بفروشد.

      It's frustrating when he shows off his wealth in front of those who can’t afford it.

      وقتی با ثروتش در مقابل کسانی که توانایی مالی ندارند پز دهد، عصبانی‌کننده است.

      phrasal verb verb - intransitive

      جلب توجه کردن، نمایش دادن، خودنمایی کردن، در معرض دید دیگران قرار دادن، به رخ کشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      They tend to show off their fancy gadgets during brunch.

      آن‌ها دوست دارند که وسایل فانتزی خود را هنگام چاشت به رخ بکشند.

      He couldn’t help but show off his artwork at the exhibition.

      او نمی‌توانست آثار هنری خود را در نمایشگاه در معرض دید دیگران قرار ندهد.

      noun countable

      (فرد) خودنما، پزدهنده

      No one likes a show-off who constantly steals the spotlight.

      هیچ‌کس از فرد خودنمایی که دائماً مرکز توجه را می‌خواهد، خوشش نمی‌آید.

      That show-off thinks he's the best player on the team.

      این فرد پزدهنده فکر می‌کند که او بهترین بازیکن تیم است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد show off

      1. verb flaunt; brag
        Synonyms:
        boast display advertise exhibit show parade flaunt demonstrate brandish swagger expose flash trot out spread out make a spectacle of hand a line
        Antonyms:
        be modest shy away cower

      سوال‌های رایج show off

      گذشته‌ی ساده show off چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده show off در زبان انگلیسی showed off است.

      شکل سوم show off چی میشه؟

      شکل سوم show off در زبان انگلیسی shown off است.

      شکل جمع show off چی میشه؟

      شکل جمع show off در زبان انگلیسی show-offs است.

      وجه وصفی حال show off چی میشه؟

      وجه وصفی حال show off در زبان انگلیسی showing off است.

      سوم‌شخص مفرد show off چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد show off در زبان انگلیسی shows off است.

      ارجاع به لغت show off

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «show off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/show-off-2

      لغات نزدیک show off

      • - show of hands
      • - show of unity
      • - show off
      • - show one's (or clean pair of) heels
      • - show one's (true) colors
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.