فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Allusion

əˈluːʒn əˈluːʒn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    allusions

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    گریز، اشاره، کنایه، اغفال
    • - Sa'di's works contain allusions to Ferdowsi.
    • - آثار سعدی حاوی اشاراتی به فردوسی است.
    • - Any allusion to her age offends her.
    • - هرگونه کنایه درباره‌ی سنش او را می‌رنجاند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد allusion

  1. noun indirect reference; hint
    Synonyms: casual remark, charge, citation, connotation, denotation, figure of speech, implication, imputation, incidental mention, indication, inference, innuendo, insinuation, intimation, mention, play on words, quotation, remark, statement, suggestion
    Antonyms: reality

ارجاع به لغت allusion

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «allusion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/allusion

لغات نزدیک allusion

پیشنهاد بهبود معانی