آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ آذر ۱۴۰۴

    As

    æz æz

    توضیحات:

    مخفف این لغت در معنای دهم Anglo-Saxon است.

    مخفف این لغت در معنای یازدهم American Samoa است.

    معنی as | جمله با as

    adverb A2

    هم، به (در جملات مقایسه‌ای)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    He is as tall as his father.

    او هم قد پدرش است.

    as heavy as an elephant

    هم وزن فیل

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Take as many as you want.

    به تعدادی که می‌خواهید، بردارید.

    preposition A1

    همچون، به‌عنوان، به‌مثابۀ (برای بیان هدف یا کیفیت)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    She works as a teacher.

    او به‌عنوان معلم کار می‌کند.

    He was known as a talented musician.

    او به‌عنوان نوازنده‌ای بااستعداد شناخته می‌شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    They acted as volunteers for the event.

    آن‌ها همچون داوطلب در این رویداد عمل کردند.

    conjunction A2

    چون، به‌خاطر اینکه، به‌دلیل، زیرا، ازآنجایی‌که

    She decided to stay home, as for the meaning: because she was feeling unwell.

    او تصمیم گرفت در خانه بماند، زیرا احساس ناخوشایندی می‌کرد.

    He loves painting, as it brings him joy.

    او عاشق نقاشی است، چون او را شاد می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    As the manager was unavailable the meeting was canceled.

    به‌خاطر اینکه مدیر در دسترس نبود، جلسه لغو شد.

    As you object, I won't go.

    چون مخالفی، نخواهم رفت.

    conjunction B1

    همچنان‌که، هنگامی‌که، همان‌طور که، در حین

    She laughed as she spoke.

    در حین حرف زدن خندید.

    As I was entering the room, I saw him ran away.

    هنگامی‌که داشتم وارد اتاق می‌شدم، دیدم که او فرار کرد.

    conjunction B1

    به همان اندازه، همان‌طور که، به همان شکل، مانند

    Do as you are told!

    همان‌طور که به تو گفته شده عمل کن!

    I am just as happy at home.

    در خانه هم به همان اندازه شادم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She loves to paint as he enjoys playing the guitar.

    او دوست دارد نقاشی کند به همان اندازه که از نوازندگی گیتار لذت می برد.

    This radio is sold as is.

    این رادیو همان‌طور که هست به فروش می‌رسد.

    It flew straight as an arrow.

    مانند پیکان، راست پرواز کرد.

    conjunction

    باوجود آن که، علی‌رغم

    Tall as he was he couldn't reach the ceiling.

    با وجود آنکه قد بلند بود، دستش به سقف نمی‌رسید.

    She smiled, as she felt nervous inside.

    علی‌رغم اینکه از درون احساس اضطراب داشت، لبخند زد.

    adverb

    از، تا، در (تاریخ یا زمان) (as at, as from, as of)

    We must vacate the house as of September 10.

    باید خانه را تا دهم سپتامبر تخلیه کنیم.

    The weather is cold, as at this time of year.

    در این وقت از سال، هوا سرد است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    As from next week, we will implement the new policy.

    از هفته آینده، ما سیاست جدید را پیاده‌سازی خواهیم کرد.

    as of yesterday

    از دیروز

    symbol uncountable

    شیمی عنصر شیمیایی (As) آرسنیک، عنصر آرسنیک (نماد شیمیایی عنصر Arsenic)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

    مشاهده
    prefix

    (-as) معادل ad- (قبل از s به کار می رود)

    abbreviation

    (AS) Anglo-Saxon

    abbreviation

    (AS) American Samoa

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد as

    1. conjunction while, when
      Synonyms:
      when just as while at the time that in the process of during the time that in the act of on the point of
    1. conjunction in the way that; to a degree
      Synonyms:
      like just as similarly in the manner that acting as serving as functioning as comparatively equally essentially being in the same manner with by its nature just for for instance such as
    1. conjunction because
      Synonyms:
      since because for whereas seeing that inasmuch as for the reason that considering being cause now
    1. preposition in the role of
      Synonyms:
      being in the role of under the name of in the character of

    Phrasal verbs

    go so far as

    به حد غیرمنتظره‌‌‌ای در انجام کاری رسیدن

    Collocations

    as for

    عطف به، مربوط به، با توجه به

    as it were

    ظاهراً، چنانکه گویی

    as i understand it

    تا آنجایی که من می‌فهمم

    as of

    (زمان) تا، در، از

    as though

    مثل اینکه، همچنان‌که، که، گویی

    Collocations بیشتر

    as to

    عطف به، مربوط به، با توجه به

    as you like (wish)

    هر جور که دلتان بخواهد، به میل شما

    such as

    همچون، از قبیل، آن‌هایی که

    Idioms

    as if

    مثل اینکه، که انگار، همچنان‌که، که گویی

    as is

    همان‌طور که هست، بدون تغییر، آن‌طور که هست، به همین شکل، بدون اصلاح

    as you sow, so shall you reap

    هرچه بکاری همان سبز می‌شود، گندم از گندم بروید، جو ز جو

    سوال‌های رایج as

    معنی as به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «as» در زبان فارسی، بسته به موقعیت و جمله‌ای که در آن به‌کار می‌رود، به «به‌عنوانِ، مانند، چون، وقتی که» ترجمه می‌شود.

    «as» یکی از پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی است و نقش‌های گرامری متعددی دارد. یکی از کاربردهای رایج آن به معنای «به‌عنوانِ» است که برای معرفی نقش، شغل یا حالت یک شخص یا شیء به‌کار می‌رود. برای مثال، وقتی می‌گوییم «She works as a teacher»، منظور این است که او «به‌عنوانِ معلم» کار می‌کند. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی نقش یا جایگاه فرد در یک موقعیت مشخص است و اغلب برای توضیح هویت یا وظیفه‌ی یک فرد یا شیء استفاده می‌شود.

    کاربرد دیگر «as» به معنای «مانند» یا «چون» است و برای مقایسه یا تشبیه به‌کار می‌رود. در این حالت، «as» کمک می‌کند تا ویژگی‌ها یا رفتارها بین دو موضوع مقایسه شوند. برای مثال، در جمله‌ی «He is as tall as his brother»، «as» نشان می‌دهد که قد او «مانند» برادرش است. این نوع کاربرد باعث شفافیت در بیان شباهت‌ها و مقایسه‌ها می‌شود و در مکالمات روزمره و نوشتار رسمی کاربرد گسترده‌ای دارد.

    «As» همچنین می‌تواند به معنای «وقتی که» یا «در حالی که» استفاده شود تا زمان وقوع یک رویداد یا فعالیت را مشخص کند. در این حالت، «as» معمولاً با فعل همراه است و نشان می‌دهد که دو رویداد همزمان یا مرتبط با یکدیگر رخ می‌دهند. برای مثال، در جمله‌ی «I saw him as I was leaving the office»، «as» بیانگر زمان و همزمانی دو رویداد است و به جمله ساختاری طبیعی و روان می‌دهد.

    در نوشتار رسمی و علمی، «as» کاربردهای متنوعی دارد و می‌تواند برای توضیح دلیل یا نقش نیز استفاده شود. به عنوان مثال، در جملاتی مانند «As a result of the study, we concluded…»، «as» به معنای «به دلیل» یا «در نتیجه» است و رابطه‌ی علت و معلولی بین جمله‌ها را مشخص می‌کند. این کاربرد باعث روانی و وضوح متن می‌شود و نقش مهمی در نگارش دقیق و رسمی دارد.

    «as» کلمه‌ای انعطاف‌پذیر و چندکاربردی است که در مکالمه، نوشتار روزمره، ادبیات و متون علمی کاربرد گسترده دارد. یادگیری دقیق معانی و نحوه‌ی استفاده از آن، به درک بهتر متن‌ها و ارتقای مهارت‌های گفتاری و نوشتاری کمک می‌کند. تسلط بر کاربردهای مختلف «as» باعث می‌شود فرد بتواند جملات دقیق، روان و متنوع بسازد و به شکل طبیعی و حرفه‌ای با زبان انگلیسی ارتباط برقرار کند.

    ارجاع به لغت as

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «as» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/as

    لغات نزدیک as

    • - aryl
    • - arytenoid
    • - as
    • - as (or like) all get out
    • - as (or so) long as
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.