Diversify

dəˈvɜːr- / / daɪ- daɪˈvɜːsɪfaɪ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    diversified
  • شکل سوم:

    diversified
  • سوم‌شخص مفرد:

    diversifies
  • وجه وصفی حال:

    diversifying

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - intransitive
گوناگون شدن، متنوع شدن، دگرگون شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- Children's interests typically start to diversify as they grow older.
- علاقه‌مندی‌های کودکان معمولاً با بزرگ‌تر شدنشان شروع به تنوع می‌کند.
- The ecosystem began to diversify after the volcanic eruption.
- پس‌از فوران آتشفشان، اکوسیستم شروع به دگرگون شدن کرد.
verb - intransitive verb - transitive
کسب‌وکار گسترش دادن، تنوع بخشیدن، متنوع کردن
- We must diversify our products in order to attract more customers.
- باید فرآورده‌های خود را متنوع کنیم تا بتوانیم مشتریان بیشتری را جلب کنیم.
- The company decided to diversify its business by investing in renewable energy.
- شرکت تصمیم گرفت به کسب‌وکار خود را تنوع ببخشد و در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کند.
- The retailer diversified into online sales.
- این خرده‌فروشی فعالیت‌های خود را گسترش داد و وارد فروش آنلاین شد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد diversify

  1. verb spread out; branch out
    Synonyms:
    expand vary change modify transform alter mix assort variegate
    Antonyms:
    stay same conform unvary

لغات هم‌خانواده diversify

  • verb - transitive
    diversify

ارجاع به لغت diversify

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «diversify» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/diversify

لغات نزدیک diversify

پیشنهاد بهبود معانی