آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ فروردین ۱۴۰۴

      Diversify

      dəˈvɜːr- / / daɪ- daɪˈvɜːsɪfaɪ

      گذشته‌ی ساده:

      diversified

      شکل سوم:

      diversified

      سوم‌شخص مفرد:

      diversifies

      وجه وصفی حال:

      diversifying

      معنی diversify | جمله با diversify

      verb - intransitive

      گوناگون شدن، متنوع شدن، دگرگون شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Children's interests typically start to diversify as they grow older.

      علاقه‌مندی‌های کودکان معمولاً با بزرگ‌تر شدنشان شروع به تنوع می‌کند.

      The ecosystem began to diversify after the volcanic eruption.

      پس‌از فوران آتشفشان، اکوسیستم شروع به دگرگون شدن کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      کسب‌وکار گسترش دادن، تنوع بخشیدن، متنوع کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      We must diversify our products in order to attract more customers.

      باید فرآورده‌های خود را متنوع کنیم تا بتوانیم مشتریان بیشتری را جلب کنیم.

      The company decided to diversify its business by investing in renewable energy.

      شرکت تصمیم گرفت به کسب‌وکار خود را تنوع ببخشد و در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The retailer diversified into online sales.

      این خرده‌فروشی فعالیت‌های خود را گسترش داد و وارد فروش آنلاین شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد diversify

      1. verb spread out; branch out
        Synonyms:
        expand vary change modify transform alter mix assort variegate
        Antonyms:
        stay same conform unvary

      لغات هم‌خانواده diversify

      noun
      diversification, diversity
      adjective
      diverse
      verb - transitive
      diversify
      adverb
      diversely

      سوال‌های رایج diversify

      گذشته‌ی ساده diversify چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده diversify در زبان انگلیسی diversified است.

      شکل سوم diversify چی میشه؟

      شکل سوم diversify در زبان انگلیسی diversified است.

      وجه وصفی حال diversify چی میشه؟

      وجه وصفی حال diversify در زبان انگلیسی diversifying است.

      سوم‌شخص مفرد diversify چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد diversify در زبان انگلیسی diversifies است.

      ارجاع به لغت diversify

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «diversify» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/diversify

      لغات نزدیک diversify

      • - diversification
      • - diversified
      • - diversify
      • - diversion
      • - diversionary
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.