آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ خرداد ۱۴۰۳

      Emission

      ɪˈmɪʃn ɪˈmɪʃn

      شکل جمع:

      emissions

      معنی emission | جمله با emission

      noun uncountable C1

      صدور، نشر، انتشار، پخش، گسیلش، برون‌فرست، ارسال، تابش

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The emission of radiation from nuclear reactors can be harmful to human health.

      برون‌فرست اشعه‌ی رادیواکتیو از راکتورها ممکن است به سلامتی انسان آسیب برساند.

      the emission of warmth from a banked fire

      پخش گرما از آتش افروخته

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the emission of experimental signals toward nearby stars

      ارسال علائم آزمایشی به سوی ستاره‌های نزدیک

      noun countable C1

      آلایندگی، خروج، برون‌ریزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The power plant was fined for exceeding their allowed emissions.

      نیروگاه به‌دلیل آلایندگی بیش‌از حد مجاز جریمه شد.

      Scientists are studying the effects of oceanic emissions on marine life.

      دانشمندان درحال بررسی اثرات برون‌ریزی اقیانوسی بر زندگی دریایی هستند.

      noun plural countable

      (محیط‌زیست) (آلودگی یا گازهای گلخانه‌ای) انتشار

      The emission of greenhouse gases contributes to global warming.

      انتشار گازهای گلخانه‌ای موجب گرمایش زمین می‌شود.

      We need to reduce our emissions in order to protect the environment.

      برای حفاظت از محیط‌زیست باید انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد emission

      1. noun issuance, diffusion
        Synonyms:
        issue transmission discharge ejection shedding utterance radiation exhalation emanation venting ejaculation exudation
        Antonyms:
        suppression containment concealment withholding repression refrain

      سوال‌های رایج emission

      شکل جمع emission چی میشه؟

      شکل جمع emission در زبان انگلیسی emissions است.

      ارجاع به لغت emission

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «emission» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/emission

      لغات نزدیک emission

      • - emirate
      • - emissary
      • - emission
      • - emissive
      • - emissivity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      crush costa optimize cookbook derogatory fractionalization fractionalize awesome Vincent's angina Vincent aurora borealis and all that lingua franca vector lunch جیپ روبات‌شناسی رودچه حسود حکیم خدمه هالووین خدنگ مورچه رند جالب مجال معذرت قوس حبه انگور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.