آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ خرداد ۱۴۰۳

      Emission

      ɪˈmɪʃn ɪˈmɪʃn

      شکل جمع:

      emissions

      معنی emission | جمله با emission

      noun uncountable C1

      صدور، نشر، انتشار، پخش، گسیلش، برون‌فرست، ارسال، تابش

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The emission of radiation from nuclear reactors can be harmful to human health.

      برون‌فرست اشعه‌ی رادیواکتیو از راکتورها ممکن است به سلامتی انسان آسیب برساند.

      the emission of warmth from a banked fire

      پخش گرما از آتش افروخته

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the emission of experimental signals toward nearby stars

      ارسال علائم آزمایشی به سوی ستاره‌های نزدیک

      noun countable C1

      آلایندگی، خروج، برون‌ریزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The power plant was fined for exceeding their allowed emissions.

      نیروگاه به‌دلیل آلایندگی بیش‌از حد مجاز جریمه شد.

      Scientists are studying the effects of oceanic emissions on marine life.

      دانشمندان درحال بررسی اثرات برون‌ریزی اقیانوسی بر زندگی دریایی هستند.

      noun plural countable

      (محیط‌زیست) (آلودگی یا گازهای گلخانه‌ای) انتشار

      The emission of greenhouse gases contributes to global warming.

      انتشار گازهای گلخانه‌ای موجب گرمایش زمین می‌شود.

      We need to reduce our emissions in order to protect the environment.

      برای حفاظت از محیط‌زیست باید انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد emission

      1. noun issuance, diffusion
        Synonyms:
        issue transmission discharge ejection shedding utterance radiation exhalation emanation venting ejaculation exudation
        Antonyms:
        suppression containment concealment withholding repression refrain

      سوال‌های رایج emission

      شکل جمع emission چی میشه؟

      شکل جمع emission در زبان انگلیسی emissions است.

      ارجاع به لغت emission

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «emission» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/emission

      لغات نزدیک emission

      • - emirate
      • - emissary
      • - emission
      • - emissive
      • - emissivity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.