Heartbreaking

ˈhɑːrtˌbreɪkɪŋ ˈhɑːtˌbreɪkɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
اندوه اور، پشت شکن، مایه دل شکستگی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد heartbreaking

  1. adjective disappointing
    Synonyms:
    sad bitter unfortunate regrettable deplorable distressing grievous lamentable tragic cheerless joyless affecting moving touching poignant heart-rending dire calamitous afflictive agonizing pitiful
    Antonyms:
    wonderful joyous exhilarating heartwarming

ارجاع به لغت heartbreaking

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «heartbreaking» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/heartbreaking

لغات نزدیک heartbreaking

پیشنهاد بهبود معانی