آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Lamb

      læm læm

      گذشته‌ی ساده:

      lambed

      شکل سوم:

      lambed

      سوم‌شخص مفرد:

      lambs

      وجه وصفی حال:

      lambing

      شکل جمع:

      lambs

      معنی lamb | جمله با lamb

      noun B1

      جانورشناسی بره، گوشت بره

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The chef recommended lamb stew with herbs.

      سرآشپز خورشت گوشت بره با سبزیجات معطر را پیشنهاد داد.

      The little lamb got scared by the thunder and ran back to the barn.

      بره‌ی کوچک از صدای رعدوبرق ترسید و به طویله برگشت.

      verb - intransitive

      بره زاییدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      This breed usually lambs without any complications.

      این نژاد معمولاً بدون هیچ مشکلی بره‌زایی می‌کند.

      Most sheep lamb in early spring.

      بیشتر گوسفندها اوایل بهار بره می‌زایند.

      noun countable

      آدم ساده‌دل، آدم ساده‌لوح، آدم زودباور، آدم مظلوم

      He was too much of a lamb to suspect anything.

      او آن‌قدر ساده‌لوح بود که به چیزی شک نکرد.

      Don’t be such a lamb; you need to stand up for yourself.

      این‌قدر مظلوم نباش؛ باید از خودت دفاع کنی.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lamb

      1. noun a pure, uncorrupted person
        Synonyms:
        innocent angel virgin
      1. noun a person who is easily deceived or victimized
        Synonyms:
        victim fool sucker dupe pushover mark gull patsy sap mug butt fall guy gudgeon pigeon young sheep young one yeanling agneau dear elia charles lamb monkey

      Collocations

      the lamb

      حضرت عیسی

      Idioms

      in a couple of shakes (or in two shakes of a lamb's tail)

      (انگلیس - عامیانه) زود، در یک آن، الان

      سوال‌های رایج lamb

      گذشته‌ی ساده lamb چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lamb در زبان انگلیسی lambed است.

      شکل سوم lamb چی میشه؟

      شکل سوم lamb در زبان انگلیسی lambed است.

      شکل جمع lamb چی میشه؟

      شکل جمع lamb در زبان انگلیسی lambs است.

      وجه وصفی حال lamb چی میشه؟

      وجه وصفی حال lamb در زبان انگلیسی lambing است.

      سوم‌شخص مفرد lamb چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lamb در زبان انگلیسی lambs است.

      ارجاع به لغت lamb

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lamb» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lamb

      لغات نزدیک lamb

      • - lamartine
      • - lamasery
      • - lamb
      • - lamb of god
      • - lamb's-quarters
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.