آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۴

      Patrolman

      pəˈtroʊlmən pəˈtrəʊlmən pəˈtrəʊlmən

      معنی patrolman

      noun countable

      پلیس گشتی، مامور گشت، پاسبان محل

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن
      noun countable

      فردی که بازرسی و نظارت بر بخشی از خط را برعهده دارد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد patrolman

      1. noun a member of a law-enforcement agency
        Synonyms:
        police officer police officer policeman cop law peace officer constable patrolwoman policewoman man bluecoat flatfoot bobby copper bull fuzz finest heat peeler gendarme

      سوال‌های رایج patrolman

      معنی patrolman جی می‌شه؟

      کلمه‌ی «patrolman» در زبان فارسی به‌معنای «افسر گشت»، «پلیس گشت»، یا «نگهبان گشتی» است.

      این واژه معمولاً به مأموری اشاره دارد که وظیفه‌اش گشت‌زنی در مناطق مشخص برای حفظ امنیت، پیشگیری از جرم، و کمک به مردم در مواقع اضطراری است. واژه‌ی «patrolman» از دو بخش patrol به‌معنای «گشت‌زنی» و man به‌معنای «مرد» تشکیل شده و در اصل برای اشاره به افسران مرد استفاده می‌شده، هرچند امروزه معادل جنسیت‌ خنثی آن یعنی «patrol officer» رایج‌تر است.

      در نخستین معنا، «patrolman» به مأمور پلیسی اطلاق می‌شود که وظیفه‌ی او گشت‌زنی در خیابان‌ها، محله‌ها یا مناطق خاص شهری است تا از بروز جرم جلوگیری کند و حضور فیزیکی نیروهای قانون را نمایان سازد. این مأموران معمولاً در تماس مستقیم با مردم هستند و نقش مهمی در ایجاد حس امنیت در جامعه دارند.

      از نظر سازمانی، «patrolman» معمولاً در سطوح ابتدایی نیروی پلیس یا امنیت شهری قرار دارد. این افراد ممکن است با خودرو، موتورسیکلت، دوچرخه یا حتی به‌صورت پیاده در محدوده‌ی مأموریت خود گشت بزنند. وظایف آنان شامل بررسی وضعیت محله، واکنش به تماس‌های اضطراری، و گزارش‌دهی به واحدهای بالاتر است. در ساختارهای بزرگ‌تر، آن‌ها معمولاً زیر نظر افسران ارشد فعالیت می‌کنند.

      از دید تاریخی، عنوان «patrolman» در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایالات متحده و بریتانیا بسیار رایج بود. در آن دوران، مأموران گشت نماد حضور قانون در خیابان‌ها بودند و ارتباط مستقیم با مردم بخش اصلی وظیفه‌شان محسوب می‌شد. با گذر زمان و تغییر در ساختار پلیس، اصطلاح «patrol officer» جایگزین «patrolman» شد تا بی‌طرفی جنسیتی و دقت حرفه‌ای بیشتری در زبان اداری ایجاد شود.

      از نظر فرهنگی، تصویر «patrolman» در ادبیات و سینما نیز بسیار دیده می‌شود. در فیلم‌ها و رمان‌های جنایی کلاسیک، این شخصیت معمولاً نماد وجدان، نظم، و وظیفه‌مداری در جامعه‌ی شهری است. چنین شخصیت‌هایی اغلب نمایانگر نیروهای قانون در برابر آشوب و بی‌نظمی‌اند و حضورشان یادآور ارزش‌های نظم اجتماعی و اعتماد عمومی است.

      واژه‌ی «patrolman» نمایانگر شخصی است که با گشت‌زنی منظم و حضور مستمر در جامعه، امنیت و نظم را حفظ می‌کند. این واژه در تاریخ نیروهای پلیس جایگاه خاصی دارد و هرچند امروزه شکل مدرن‌تر آن، یعنی «patrol officer»، بیشتر به‌کار می‌رود، اما «patrolman» هنوز در متون کلاسیک، گزارش‌های تاریخی و آثار فرهنگی، نمادی از خدمت عمومی و نظم شهری به‌شمار می‌آید.

      ارجاع به لغت patrolman

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «patrolman» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/patrolman

      لغات نزدیک patrolman

      • - patrol car
      • - patrol wagon
      • - patrolman
      • - patron
      • - patron saint
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.