شکل جمع:
police officersافسر پلیس، مأمور پلیس، پلیس
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The police officer helped the lost child.
افسر پلیس به کودک گمشده کمک کرد.
The police officers arrived quickly at the scene of the accident.
مأموران پلیس بهسرعت به محل حادثه رسیدند.
A police officer stopped the car.
یک مأمور پلیس ماشین را متوقف کرد.
Many police officers risk their lives to protect the community.
بسیاری از افسران پلیس جان خود را برای حفاظت از جامعه به خطر میاندازند.
The police officer wrote a ticket.
پلیس برای او جریمه نوشت.
The police officer walked his beat last night.
مأمور پلیس دیشب در منطقهی خود گشت زد.
شکل جمع police officer در زبان انگلیسی police officers است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «police officer» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/police-officer