آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Senior

      ˈsiːnjər ˈsiːniə

      شکل جمع:

      seniors

      صفت تفضیلی:

      more senior

      صفت عالی:

      most senior

      معنی senior | جمله با senior

      noun countable B2

      شخص بزرگتر، پدر، مسن، سالمند، سالخورده

      discount tickets for seniors

      بلیط با تخفیف برای سالمندان

      People over sixty are usually called seniors.

      اشخاص بالاتر از شصت‌ سال را به‌ طور معمول سالمند می‌نامند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      senior citizens

      شهروندان سالخورده

      Robert Brown, Senior

      رابرت براون، پدر

      He is my senior by two years.

      او دو سال از من بزرگتر است.

      noun countable

      فرد ارشد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      noun countable

      دانش‌آموز سال آخر دبیرستان

      Two seniors received awards.

      دو تا از سال‌چهارمی‌ها جایزه گرفتند.

      senior prom

      جشن دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان

      adjective

      بزرگ‌تر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمی

      the bank's senior staff

      کارمندان ارشد بانک

      He obeyed his senior officer's command.

      فرمان افسر مافوق خودش را اطاعت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد senior

      1. adjective older or of higher rank
        Synonyms:
        higher superior major leading chief elder more advanced next higher
        Antonyms:
        junior inferior behind
      1. noun older person
        Synonyms:
        elderly person senior citizen oldster old-timer old folk elder pensioner retired person grandfather grandmother patriarch matriarch head ancient first-born golden-ager doyen doyenne
        Antonyms:
        younger junior inferior

      Collocations

      one's senior

      مسن‌تر (از شخص)، بزرگ‌تر

      سوال‌های رایج senior

      شکل جمع senior چی میشه؟

      شکل جمع senior در زبان انگلیسی seniors است.

      صفت تفضیلی senior چی میشه؟

      صفت تفضیلی senior در زبان انگلیسی more senior است.

      صفت عالی senior چی میشه؟

      صفت عالی senior در زبان انگلیسی most senior است.

      ارجاع به لغت senior

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «senior» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/senior

      لغات نزدیک senior

      • - senile
      • - senility
      • - senior
      • - senior chief petty officer
      • - senior citizen
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.