فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Shake-up

ˈʃeɪkʌp ˈʃeɪkʌp
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun C2
    تکان دادن (رجوع شود به: shake)
  • noun
    تجدید سازمان، نو سامانی، نو سازمانی، تغییر سیاست
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد shake-up

  1. verb Change the arrangement or position of
    Synonyms: disturb, unsettle, agitate, stimulate, vex, shake, overturn, commove, excite, stir-up, raise-up, stir
  2. verb Organize anew
    Synonyms: reorganize, reorganise
  3. verb Upset, unsettle
    Synonyms: jar, succuss, bump around
    Antonyms: calm, soothe, placate
  4. verb Make fuller by shaking
    Synonyms: fluff-up, plump-up
  5. noun The imposition of a new organization; organizing differently (often involving extensive and drastic changes)
    Synonyms: reorganization, reorganisation, shakeup

ارجاع به لغت shake-up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shake-up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/shake-up

لغات نزدیک shake-up

پیشنهاد بهبود معانی