Shake-up

ˈʃeɪkʌp ˈʃeɪkʌp
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

noun C2
تکان دادن (رجوع شود به: shake)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
noun
تجدید سازمان، نو سامانی، نو سازمانی، تغییر سیاست
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد shake-up

  1. verb change the arrangement or position of
    Synonyms:
    disturb shake stir agitate excite unsettle stir-up overturn vex stimulate commove raise-up
  1. verb organize anew
    Synonyms:
    reorganize reorganise
  1. verb upset, unsettle
    Synonyms:
    unsettle jar bump around succuss
    Antonyms:
    calm soothe placate
  1. verb make fuller by shaking
    Synonyms:
    fluff-up plump-up
  1. noun the imposition of a new organization; organizing differently (often involving extensive and drastic changes)
    Synonyms:
    reorganization reorganisation shakeup

ارجاع به لغت shake-up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shake-up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shake-up

لغات نزدیک shake-up

پیشنهاد بهبود معانی