Smacker

ˈsmækər ˈsmækə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
( smacking ) سیلی‌زننده، خوش‌طعم، دوست‌داشتنی، صدای ملچ‌ملوچ، صدای ماچ، مهم، فعال، کتک

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد smacker

  1. noun the act or an instance of kissing
    Synonyms:
    kiss peck smack smooch buss osculation
  1. noun a quick, sharp blow, especially with the hand
    Synonyms:
    slap smack punch whack cuff clip spat swat chop buffet box bust spank

ارجاع به لغت smacker

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «smacker» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/smacker

لغات نزدیک smacker

پیشنهاد بهبود معانی