آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ تیر ۱۴۰۵

      Whoop

      wuːp wuːp

      گذشته‌ی ساده:

      whooped

      شکل سوم:

      whooped

      سوم‌شخص مفرد:

      whoops

      وجه وصفی حال:

      whooping

      شکل جمع:

      whoops

      معنی whoop | جمله با whoop

      noun countable C1

      فریاد، جیغ، هورا، هلهله، غریو، صدای بلند، فریاد بلند شادی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The winners left the field with a whoop of joy.

      برندگان با غریو شادی زمین بازی را ترک کردند.

      The fans let out a massive whoop when England scored the winning goal today.

      هواداران، امروز وقتی انگلستان گل پیروزی را به ثمر رساند، غریو شادی سر دادند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The crowd let out a loud whoop when the team scored.

      وقتی تیم گل زد، جمعیت فریاد بلندی کشید.

      She gave a whoop of delight at the surprise.

      او از سر شوق جیغی کشید.

      This hat is not worth a whoop.

      این کلاه یک غاز نمی‌ارزد.

      verb - intransitive verb - transitive C2

      فریاد زدن، جیغ کشیدن، هورا کشیدن، هلهله کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The spectators cried and whooped loudly.

      تماشاچیان با صدای بلند فریاد و هورا کشیدند.

      He gave a loud whoop as he jumped off the cliff into the water.

      او هنگام پریدن از صخره به داخل آب با صدای بلند فریاد کشید.

      verb - intransitive

      هو کشیدن (صدای حیوانات)

      Owls whooped all night.

      تمام شب جغدها هو می‌کشیدند.

      The geese whooped as they flew over the marsh.

      غازها هنگام پرواز بر فراز تالاب هو کشیدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The cranes whooped at dawn by the river.

      درناها صبح‌گاه کنار رودخانه هو کشیدند.

      verb - intransitive C2

      سرفه کردن (شدید)

      He whooped loudly after inhaling the dust.

      او پس‌از استنشاق گردوغبار با صدای بلند سرفه کرد.

      He whooped so hard that he lost his breath.

      آن‌قدر شدید سرفه کرد که نفسش بند آمد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whoop

      1. noun, verb hurrah
        Synonyms:
        shout yell cheer cry holler scream cry out boo hoot howl jeer bellow shriek squawk

      Idioms

      not worth a whoop

      (امریکا - عامیانه) کاملاً بی‌ارزش

      whoop it up

      (امریکا - عامیانه) 1- سر و صدا راه انداختن (برای مثال در مهمانی)، جیغ و داد و شادی کردن 2- مشتاق کردن، بازار گرمی کردن

      سوال‌های رایج whoop

      گذشته‌ی ساده whoop چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده whoop در زبان انگلیسی whooped است.

      شکل سوم whoop چی میشه؟

      شکل سوم whoop در زبان انگلیسی whooped است.

      شکل جمع whoop چی میشه؟

      شکل جمع whoop در زبان انگلیسی whoops است.

      وجه وصفی حال whoop چی میشه؟

      وجه وصفی حال whoop در زبان انگلیسی whooping است.

      سوم‌شخص مفرد whoop چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد whoop در زبان انگلیسی whoops است.

      ارجاع به لغت whoop

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «whoop» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/whoop

      لغات نزدیک whoop

      • - whomsoever
      • - whoof
      • - whoop
      • - whoop it up
      • - whoop-de-do or whoop-de-doo
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت babe و baby چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      venire DNA radar affordance forensic doughty diary thief spatial over there zip led wedge came synapse روزمرگی روخوانی روحیه دادن روانپزشک رنگی رقابت آمیز رفتار رشد رزمجو رزرو راه‌راه گلابی ماه فاسد عرض
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.