گذشتهی ساده:
whoopedشکل سوم:
whoopedسومشخص مفرد:
whoopsوجه وصفی حال:
whoopingشکل جمع:
whoopsفریاد، جیغ، هورا، هلهله، غریو، صدای بلند، فریاد بلند شادی
The winners left the field with a whoop of joy.
برندگان با غریو شادی زمین بازی را ترک کردند.
The fans let out a massive whoop when England scored the winning goal today.
هواداران، امروز وقتی انگلستان گل پیروزی را به ثمر رساند، غریو شادی سر دادند.
The crowd let out a loud whoop when the team scored.
وقتی تیم گل زد، جمعیت فریاد بلندی کشید.
She gave a whoop of delight at the surprise.
او از سر شوق جیغی کشید.
This hat is not worth a whoop.
این کلاه یک غاز نمیارزد.
فریاد زدن، جیغ کشیدن، هورا کشیدن، هلهله کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The spectators cried and whooped loudly.
تماشاچیان با صدای بلند فریاد و هورا کشیدند.
He gave a loud whoop as he jumped off the cliff into the water.
او هنگام پریدن از صخره به داخل آب با صدای بلند فریاد کشید.
هو کشیدن (صدای حیوانات)
Owls whooped all night.
تمام شب جغدها هو میکشیدند.
The geese whooped as they flew over the marsh.
غازها هنگام پرواز بر فراز تالاب هو کشیدند.
The cranes whooped at dawn by the river.
درناها صبحگاه کنار رودخانه هو کشیدند.
سرفه کردن (شدید)
He whooped loudly after inhaling the dust.
او پساز استنشاق گردوغبار با صدای بلند سرفه کرد.
He whooped so hard that he lost his breath.
آنقدر شدید سرفه کرد که نفسش بند آمد.
(امریکا - عامیانه) کاملاً بیارزش
(امریکا - عامیانه) 1- سر و صدا راه انداختن (برای مثال در مهمانی)، جیغ و داد و شادی کردن 2- مشتاق کردن، بازار گرمی کردن
گذشتهی ساده whoop در زبان انگلیسی whooped است.
شکل سوم whoop در زبان انگلیسی whooped است.
شکل جمع whoop در زبان انگلیسی whoops است.
وجه وصفی حال whoop در زبان انگلیسی whooping است.
سومشخص مفرد whoop در زبان انگلیسی whoops است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «whoop» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/whoop