آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مهر ۱۴۰۴

      Jug

      dʒʌɡ dʒʌɡ

      شکل جمع:

      jugs

      معنی jug | جمله با jug

      noun countable B1

      انگلیسی بریتانیایی پارچ

      jug, پارچ

      در انگلیسی آمریکایی از pitcher استفاده می‌شود.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      He poured lemonade from the jug into the cups.

      او لیموناد را از پارچ داخل لیوان‌ها ریخت.

      The hostess served juice in a large crystal jug.

      میزبان آب‌میوه را در پارچ بلور بزرگی سرو کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a pitcher/jug of ice water

      یک پارچ/تُنگ آب یخ

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی کوزه (ظرف دسته‌دار با دهانه‌ی باریک)

      در انگلیسی بریتانیایی از pitcher استفاده می‌شود.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      The villagers filled their water from the spring into big jugs.

      روستاییان آب چشمه را در کوزه‌های بزرگ پر می‌کردند.

      He kept an old clay jug of wine in the cellar.

      او کوزه‌ی سفالی قدیمی شراب را در زیرزمین نگه می‌داشت.

      noun countable

      پارچ، کوزه (مقدار مایعی که در ظرف جای می‌گیرد)

      The children finished a jug of lemonade in minutes.

      بچه‌ها در عرض چند دقیقه یک پارچ لیموناد را تمام کردند.

      She served us a jug of milk for breakfast.

      او یک پارچ شیر برای صبحانه به ما داد.

      noun slang uncountable

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی هلفدونی، زندان، بازداشتگاه

      He managed to escape from the jug last night.

      او دیشب موفق شد از بازداشتگاه فرار کند.

      They caught him again and threw him back in the jug.

      او را دوباره گرفتند و به زندان بازگرداندند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jug

      1. noun container for liquid
        Synonyms:
        bottle jar pitcher vessel flask bucket pot beaker vase canteen tub carafe urn decanter ewer flagon cruet crock amphora growler hooker

      سوال‌های رایج jug

      معنی jug به فارسی چی میشه؟

      کلمه "jug" در زبان انگلیسی به معنای "پارچ" یا "دستگاه نگهداری مایعات" است و معمولاً به ظرف‌های بزرگ و دارای دسته‌ای اشاره دارد که برای نگهداری و سرو مایعاتی مانند آب، شیر یا آبمیوه استفاده می‌شود. در ادامه به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب درباره این کلمه می‌پردازیم.

      معانی و کاربردها

      1. پارچ: اصلی‌ترین معنا و کاربرد "jug" به عنوان ظرفی برای نگهداری مایعات است. این پارچ‌ها معمولاً از جنس شیشه، پلاستیک یا سرامیک ساخته می‌شوند و دارای دسته‌ای برای سهولت در حمل و ریختن مایعات هستند.

      2. ظرف نگهداری: "Jug" می‌تواند به هر نوع ظرفی که برای نگهداری مایعات کاربرد دارد، اشاره کند. برای مثال، "milk jug" به معنای "پارچ شیر" است.

      نکات جالب

      1. ریشه لغت: ریشه کلمه "jug" به زبان‌های قدیمی‌تر برمی‌گردد. این واژه ممکن است از کلمه فرانسوی "joug" به معنای "یوغ" یا "جفت" نشأت گرفته باشد که به شکل و طراحی پارچ‌ها اشاره دارد.

      2. استفاده در فرهنگ‌ها: در بسیاری از فرهنگ‌ها، "jug" به عنوان نمادی از مهمان‌نوازی و پذیرایی از مهمانان شناخته می‌شود. در بسیاری از مراسم‌ها، پارچ‌هایی بزرگ از نوشیدنی‌ها برای سرو به مهمانان استفاده می‌شود.

      3. تفاوت با سایر ظروف: "Jug" اغلب با ظروف دیگری مانند "bottle" (بطری) یا "pitcher" (پیتشر) تفاوت دارد. در حالی که "bottle" معمولاً به ظرف‌های کوچک‌تر و با دهانه تنگ‌تر اشاره دارد، "pitcher" به ظرف‌هایی با طراحی مشابه اما بزرگ‌تر و معمولاً بدون دسته اشاره دارد.

      4. استفاده‌های غیررسمی: در زبان عامیانه، "jug" ممکن است به معنای زندان یا حبس نیز استفاده شود. به عنوان مثال، "He was sent to the jug" به معنای "او به زندان فرستاده شد" است.

      5. جوانب هنری: پارچ‌ها به عنوان اشیاء هنری و دکوری نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. هنرمندان بسیاری به طراحی و ساخت پارچ‌های زیبا و منحصر به فرد می‌پردازند که علاوه بر کاربردی بودن، جنبه‌های تزئینی نیز دارند.

      شکل جمع jug چی میشه؟

      شکل جمع jug در زبان انگلیسی jugs است.

      ارجاع به لغت jug

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jug» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jug

      لغات نزدیک jug

      • - judoka
      • - judy
      • - jug
      • - jug band
      • - jug wine
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.