Justifiable

ˈdʒʌstəfaɪəbl ˈdʒʌstəfaɪəbl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more justifiable
  • صفت عالی:

    most justifiable

معنی و نمونه‌جمله

adjective
قابل‌توجیه، توجیه‌پذیر، موجه، قابل‌قبول، قابل‌دفاع

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- justifiable homicide
- قتل موجه
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد justifiable

  1. adjective reasonable, well-founded
    Synonyms:
    acceptable fair proper suitable valid logical understandable legitimate right sound allowable admissible lawful defensible excusable forgivable pardonable warrantable tenable fit probable legit licit condonable remissible rightful vindicable
    Antonyms:
    unreasonable unwarranted unjustifiable

لغات هم‌خانواده justifiable

ارجاع به لغت justifiable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «justifiable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/justifiable

لغات نزدیک justifiable

پیشنهاد بهبود معانی