صفت تفضیلی:
stodgierصفت عالی:
stodgiestانگلیسی بریتانیایی غذا و آشپزی دیرهضم، حجیم، سنگین، پرکالری، ناسالم
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
The lecturer explained that eating stodgy foods late at night can disrupt sleep because they are hard to digest and demand extra metabolic energy.
استاد توضیح داد که خوردن غذاهای پرکالری در شب میتواند خواب را مختل کند؛ زیرا هضم آنها دشوار است و انرژی متابولیک بیشتری میطلبد.
In many developed countries, the prevalence of obesity has been linked to diets high in stodgy fast food that is calorically dense and low in nutrients.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، شیوع چاقی با رژیمهایی مرتبط شده است که شامل فستفودهای سنگین و پرکالری و حاوی مواد مغذی کم هستند.
Policymakers should discourage the consumption of stodgy, high-calorie meals in schools to improve children's long-term health outcomes.
سیاستگذاران باید مصرف وعدههای غذایی دیرهضم و پرکالری در مدارس را برای بهبود نتایج سلامت بلندمدت کودکان کاهش دهند.
خستهکننده، جدی، رسمی، ملالآور، بیروح
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The university's stodgy curriculum fails to engage students in creative thinking.
برنامهی درسی خستهکنندهی دانشگاه، دانشجویان را به تفکر خلاق جذب نمیکند.
Many critics argue that the city's stodgy public buildings reflect an overly conservative planning policy.
بسیاری از منتقدان میگویند که ساختمانهای عمومی بیروح شهر نشاندهندهی سیاستهای برنامهریزی بیش از حد محافظهکارانه است.
The textbook's stodgy prose makes complex theories seem less accessible to undergraduate readers.
نثر خستهکنندهی کتاب درسی، نظریههای پیچیده را برای خوانندگان کارشناسی کمتر قابل دسترس جلوه میدهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stodgy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stodgy