آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳

      Stoic

      ˈstoʊɪk ˈstəʊɪk

      شکل جمع:

      stoics

      توضیحات:

      در معنای اول همچنین می‌توان از stoical به‌جای stoic استفاده کرد.

      معنی stoic | جمله با stoic

      adjective

      بی‎‌تفاوت، بی‌اعتنا، خویشتن‌دارانه

      His stoic demeanor hid a wealth of emotions.

      رفتار ‌بی‌تفاوتش، انبوهی از احساسات را پنهان می‌کرد.

      Her stoic silence spoke volumes about her suffering.

      سکوت بی‌اعتنایش، حجم زیادی از رنج او را بازگو می‌کرد.

      adjective

      رواقی (مربوط به فلسفه‌ی رواقیون)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The stoic philosophy teaches us to accept what we cannot change.

      فلسفه‌ی رواقی به ما می‌آموزد که آنچه را نمی‌توانیم تغییر دهیم، بپذیریم.

      Many admire the stoic principles that emphasize self-control and resilience.

      بسیاری از اصول رواقی که بر خودکنترلی و تاب‌آوری تأکید دارند، مورد تحسین قرار می‌گیرند.

      noun countable formal

      صبور، بردبار، بی‌احساس، بی‌تفاوت، خویشتن‌دار

      She remained a stoic throughout the ordeal, displaying remarkable composure.

      او درطول این مصیبت، صبور باقی ماند و آرامش قابل توجهی از خود نشان داد.

      Despite the pain, he was a stoic, enduring it in silence.

      با وجود درد، او بردبار بود و آن را در سکوت تحمل می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She tried to be a stoic, but sometimes her emotions overwhelmed her.

      او سعی کرد بی‌تفاوت باشد، اما گاهی اوقات احساساتش بر او غلبه می‌کرد.

      noun countable

      رواقی، پیرو فلسفه رواقیون

      As a stoic, she believed that true happiness comes from within, not from external circumstances.

      به‌عنوان رواقی، او معتقد بود که شادی واقعی از درون می‌آید، نه از شرایط خارجی.

      The teachings of the stoic emphasize the importance of self-control and rational thought.

      آموزه‌های رواقیون بر اهمیت خودکنترلی و تفکر منطقی تأکید دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stoic

      1. adjective philosophic
        Synonyms:
        calm cool patient unemotional impassive detached indifferent unmoved aloof stoical dispassionate imperturbable phlegmatic matter-of-fact stolid unconcerned self-controlled resigned apathetic sober enduring dry long-suffering indomitable unflappable
      1. adjective philosophic, calm
        Synonyms:
        calm cool patient unflappable impassive detached unemotional indifferent dispassionate aloof unconcerned matter-of-fact phlegmatic self-controlled sober apathy enduring rolling with punches cool as cucumber long-suffering stolid immovable resigned dry
        Antonyms:
        upset anxious stressed depressed
      1. noun someone who is seemingly indifferent to emotions
        Synonyms:
        unemotional person

      سوال‌های رایج stoic

      شکل جمع stoic چی میشه؟

      شکل جمع stoic در زبان انگلیسی stoics است.

      ارجاع به لغت stoic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stoic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stoic

      لغات نزدیک stoic

      • - stodgy
      • - stogie
      • - stoic
      • - stoical
      • - stoichiometry
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      FAQ gatekeeper rush daily late fart lingonberry martyrdom materialistic matinee matrimony mauna loa mayan mechanism medical پیکر پیگیر چادر مسافرتی چای کوهی چرخش چسبناک چشم به راه بودن گاز زدن لجباز لذت بردن لغت‌نامه لوس کردن لیتر لیمو ماست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.