آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۴

    Venomous

    ˈvenəməs ˈvenəməs

    معنی venomous | جمله با venomous

    adverb

    زهرآلود، زهردار، سمی، کینه‌توز

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    a venomous snake

    مار سمی

    venomous sting

    نیش زهرین

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a venomous writer

    یک نویسنده‌ی کینه‌توز

    his former wife's venomous words

    حرف‌های کینه‌توزانه‌ی زن سابق او

    venomous darts

    پیکان‌های زهرآگین

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد venomous

    1. adjective poisonous; hateful
      Synonyms:
      toxic deadly evil harmful noxious lethal malignant destructive malicious hostile antagonistic vicious malevolent mean spiteful rancorous baleful baneful virulent dirty vindictive catty viperous viperish waspish mephitic malign toxicant cussed savage orner accidentally on purpose
      Antonyms:
      kind praising unpoisonous

    سوال‌های رایج venomous

    معنی venomous به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «venomous» در زبان فارسی به «زهرآلود»، «سمی» یا «خطرناک» ترجمه می‌شود.

    این واژه برای توصیف حیوانات، موجودات یا حتی رفتارهایی به کار می‌رود که دارای زهر یا سم هستند و می‌توانند موجب آسیب جسمی یا بیماری شوند. «Venomous» معمولاً بار معنایی هشداردهنده و منفی دارد و توجه به خطرات بالقوه را تأکید می‌کند.

    در زیست‌شناسی، «venomous» به موجوداتی مانند مارها، عنکبوت‌ها و برخی گونه‌های ماهی یا حشرات اشاره دارد که زهر تولید می‌کنند و از آن برای دفاع یا شکار استفاده می‌کنند. برای مثال، جمله‌ی The snake is highly venomous یعنی «این مار بسیار زهرآلود است». این کاربرد نشان می‌دهد که شناخت و آگاهی از موجودات venomous برای حفظ امنیت و سلامت انسان اهمیت حیاتی دارد.

    در پزشکی، «venomous» با سموم و اثرات آن‌ها بر بدن مرتبط است. زهر موجودات venomous می‌تواند باعث درد، تورم، اختلالات عصبی یا حتی تهدید حیات شود. بنابراین، این واژه یادآور اهمیت اقدامات پیشگیرانه، درمان سریع و آگاهی از خطرات بالقوه است.

    از منظر استعاری و ادبی، «venomous» گاهی برای توصیف رفتارها یا گفتارهایی به کار می‌رود که زیان‌آور، تند و آسیب‌رسان هستند. شخصیتی با گفتار یا رفتار «venomous» می‌تواند باعث آسیب روانی یا ایجاد محیط خصمانه شود. این کاربرد، بار معنایی منفی و هشداردهنده واژه را فراتر از حوزه زیست‌شناسی نشان می‌دهد.

    «venomous» فراتر از یک صفت ساده است و نمادی از خطر، آسیب و قدرت بالقوه سم است. این واژه یادآور اهمیت آگاهی، احتیاط و احترام به محیط و دیگران است و نشان می‌دهد که شناخت موجودات یا شرایط venomous برای حفظ امنیت، سلامت و تعاملات ایمن ضروری است. «Venomous» هم در طبیعت و هم به صورت استعاری، هشداردهنده و تأمل‌برانگیز است.

    ارجاع به لغت venomous

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «venomous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/venomous

    لغات نزدیک venomous

    • - venn diagram
    • - venom
    • - venomous
    • - venose
    • - venosity
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.