آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Virulent

ˈvɪrələnt ˈvɪrələnt

معنی virulent | جمله با virulent

adjective

فراگیر، مسری، بیماری‌زا

The mosquitoes were virulent.

پشه‌ها بیماری‌زا بودند.

The outbreak of the virulent virus caught the health authorities off guard.

شیوع ویروس فراگیر، مقامات بهداشتی را غافل‌گیر کرد.

adjective formal

خصومت‌آمیز، خصمانه، تند، جنجالی، کینه‌ای

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

virulent hostilities

خصومت‌های کینه‌ای

She faced virulent criticism for her controversial opinions on social media.

او به‌دلیل نظرات جنجالی خود در رسانه‌های اجتماعی با انتقاد شدید روبه‌رو شد.

adjective

زهرآگین، سم‌دار، مرگبار، کشنده

The snake's virulent bite can be fatal if not treated immediately.

نیش زهرآگین مار درصورت عدم درمان فوری می‌تواند کشنده باشد.

The virulent nature of the toxin made it a serious threat to wildlife.

ماهیت کشنده‌ی این سم، آن را به تهدیدی جدی برای حیات‌وحش تبدیل کرده است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد virulent

ارجاع به لغت virulent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «virulent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/virulent

لغات نزدیک virulent

پیشنهاد بهبود معانی