با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Desiccate

ˈdesɪkeɪt ˈdesɪkeɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    desiccated
  • شکل سوم:

    desiccated
  • سوم شخص مفرد:

    desiccates
  • وجه وصفی حال:

    desiccating
  • verb - transitive
    خشک کردن، در جای خشک نگه داشتن
    • - This wood has been desiccated in a hot oven.
    • - این چوب در کوره‌ی گرمی خشکانده شده است.
    • - desiccated fruit
    • - میوه‌ی خشک‌کرده
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد desiccate

  1. verb take moisture out of
    Synonyms: anhydrate, dehydrate, deplete, devitalize, divest, drain, dry, dry up, evaporate, exsiccate, parch, sear, shrivel, wither, wizen
    Antonyms: moisten, moisturize, wet

ارجاع به لغت desiccate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «desiccate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/desiccate

لغات نزدیک desiccate

پیشنهاد و بهبود معانی