۷۰٪ تخفیف تا پایان اسفند - اشتراک یک‌ساله‌ی هوش مصنوعی 💚

Gait

ɡeɪt ɡeɪt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun verb - transitive
گام، خرامش، راه رفتن، (در اسب) یورتمه روی، گام برداشتن، قدم زدن، خرامیدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- they knew him by his gait.
- از طرز راه رفتنش او را می‌شناختند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد gait

  1. noun way an animal or person moves, walks
    Synonyms:
    walk movement motion pace step bearing carriage gait stride clip speed march run trot gallop canter amble tread lick get along

ارجاع به لغت gait

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «gait» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/gait

لغات نزدیک gait

پیشنهاد بهبود معانی