آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ دی ۱۴۰۳

      Knob

      nɑːb nɒb

      شکل جمع:

      knobs

      معنی knob | جمله با knob

      noun countable C1

      دسته‌ (اجاق گاز و غیره)، پیچ (رادیو و غیره)

      knob, دسته‌ (اجاق گاز و غیره)، پیچ (رادیو و غیره)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      He twisted the knob on the stove to increase the heat.

      دسته‌ی اجاق گاز را پیچاند تا حرارت بیشتر شود.

      Turn the knob on the radio to make it louder.

      پیچ رادیو را بچرخان تا صدای آن بلندتر شود.

      noun countable

      دستگیره (گرد) (در و غیره)، سر (عصا)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      a door with a heavy knob made of bronze

      دری با دستگیره‌ی سنگین برنزی

      a heavy club with a knob at one end

      چوب‌دستی سنگین که یک سرش قلمبه است

      noun countable

      گلوله (مقدار کمی از ماده‌ی جامد به‌ویژه کره)

      She spread a knob of butter on her toast.

      گلوله‌ای از کره روی نان تستش مالید.

      The chef added a knob of butter to the sizzling pan.

      سرآشپز یک گلوله کره به ماهیتابه‌ی داغ اضافه کرد.

      noun slang countable

      انگلیسی بریتانیایی ناپسند کیر

      She giggled at the sight of his tiny knob.

      با دیدن کیر کوچولوی اون قهقهه زد.

      The doctor assured him that his knob was perfectly normal in size.

      دکتر به او اطمینان داد که اندازه‌ی کیر او کاملاً عادی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد knob

      1. noun lump, handle
        Synonyms:
        bump knot bulge projection protuberance protrusion swelling swell bunch handle trigger nub hump bulk doorknob lever latch stud knurl snag opener tumor

      سوال‌های رایج knob

      معنی knob به فارسی چی میشه؟

      واژه "knob" در زبان انگلیسی به معنای "دکمه" یا "پیچ" است و در زمینه‌های مختلفی به کار می‌رود. این واژه معمولاً به اشیایی اشاره دارد که برای کنترل یا تنظیم یک دستگاه استفاده می‌شوند. در ادامه، به توضیحات و نکات جالب مربوط به این واژه در دو دسته اصلی، یعنی "اجاق گاز" و "رادیو" پرداخته می‌شود.

      اجاق گاز

      در اجاق گاز، "knob" معمولاً به پیچ‌هایی اشاره دارد که برای تنظیم دما و شعلهٔ گاز استفاده می‌شوند. این پیچ‌ها به کاربران این امکان را می‌دهند که حرارت را به دقت تنظیم کنند. انواع مختلفی از "knob"ها در اجاق‌های گاز وجود دارد:

      1. پیچ‌های دما: این پیچ‌ها برای تنظیم حرارت شعله به کار می‌روند. با چرخاندن این پیچ‌ها، می‌توان حرارت اجاق را از کم به زیاد تغییر داد.

      2. پیچ‌های تایمر: برخی اجاق‌ها دارای پیچ‌های تایمر هستند که به کاربران این امکان را می‌دهند تا زمان پخت غذا را تنظیم کنند.

      3. پیچ‌های ایمنی: این نوع پیچ‌ها برای کنترل ایمنی دستگاه طراحی شده‌اند و به کاربران کمک می‌کنند تا از خطرات ناشی از نشت گاز جلوگیری کنند.

      نکته جالب این است که طراحی و رنگ پیچ‌ها معمولاً به گونه‌ای است که کاربر به راحتی بتواند آنها را در شرایط مختلف شناسایی کند و استفاده از آنها آسان باشد.

      رادیو

      در زمینه رادیو، "knob" به دکمه‌هایی اشاره دارد که برای تنظیم فرکانس، حجم صدا و دیگر ویژگی‌ها به کار می‌روند. این knobs معمولاً به صورت گرد طراحی شده‌اند و با چرخاندن آنها می‌توان به تنظیمات مختلف دسترسی پیدا کرد. انواع مختلفی از "knob"ها در رادیو وجود دارد:

      1. پیچ کنترل حجم: این پیچ به کاربر اجازه می‌دهد تا میزان صدای خروجی رادیو را تنظیم کند.

      2. پیچ تنظیم فرکانس: با استفاده از این پیچ، کاربران می‌توانند فرکانس‌های مختلف رادیویی را جستجو کنند و به ایستگاه‌های مختلف دسترسی پیدا کنند.

      3. پیچ‌های تنظیم حالت: برخی رادیوها دارای پیچ‌هایی هستند که به کاربران این امکان را می‌دهند بین حالت‌های مختلف (مانند AM و FM) جابجا شوند.

      نکته جالب در مورد رادیوها این است که برخی از آنها دارای نور پس‌زمینه هستند که با چرخاندن knobs روشن می‌شود، این ویژگی به کاربر کمک می‌کند تا در شب بتواند به راحتی تنظیمات را مشاهده کند.

      شکل جمع knob چی میشه؟

      شکل جمع knob در زبان انگلیسی knobs است.

      ارجاع به لغت knob

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «knob» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/knob

      لغات نزدیک knob

      • - knitting needle
      • - knitwear
      • - knob
      • - knob of butter
      • - knobbed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.