با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lever

ˈlevər ˈlevər ˈliːvə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    levered
  • شکل سوم:

    levered
  • سوم شخص مفرد:

    levers
  • وجه وصفی حال:

    levering
  • شکل جمع:

    levers
  • countable noun adverb
    اهرم، دسته
  • countable noun adverb
    اهرم، دیلم، اهرم کردن، با اهرم بلند کردن،با اهرم تکان دادن (با over و up وغیره)، تبدیل به اهرم کردن، (در ترازو و غیره) شاهین، میله، میله اهرم
    • - Give me a long enough lever and I will lift the world.
    • - به من اهرمی بده که درازای کافی داشته باشد و من جهان را (با آن) بلند خواهم کرد.
    • - I levered the big rock into position.
    • - با اهرم سنگ بزرگ را در جای خود قرار دادم.
    • - They used food as a lever to make the prisoners obedient.
    • - از خوراک به‌عنوان وسیله‌ای برای مطیع ساختن زندانیان استفاده کردند.
    • - They are trying to lever him out of his job as head of the company.
    • - دارند می‌کوشند با اعمال فشار او را از شغل ریاست شرکت بردارند.
    • - Pull the lever and the machine will start.
    • - دسته را بکش، موتور روشن می‌شود.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت lever

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lever» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lever

لغات نزدیک lever

پیشنهاد و بهبود معانی