آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ شهریور ۱۴۰۴

      Once

      wʌns wʌns

      معنی once | جمله با once

      adverb A2

      یک‌بار، فقط یک‌بار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      We met only once.

      ما فقط یک‌بار ملاقات کردیم.

      to eat food once a day

      روزی یک‌بار غذا خوردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      once or twice

      یک یا دو بار

      adverb

      هرگز، اصلاً، ابداً

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Don't once let her know.

      هرگز نگذار بفهمد.

      She didn't once guess the truth.

      او ابداً اصل قضیه را حدس نزد.

      adverb

      سابقاً، قبلاً، پیشترها، یک‌وقتی، زمانی

      He once lived in Tehran.

      او زمانی در تهران زندگی می‌کرد.

      She was once very beautiful.

      او قبلاً بسیار زیبا بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I once had a red bicycle.

      روزگاری یک دوچرخه قرمز داشتم.

      adverb

      یک درجه، یک نسل

      my cousin once removed

      نوه عموی من

      adverb

      هرگاه، هر از چند گاهی

      adverb

      یک‌بار دیگر

      She will succeed if once given a chance.

      (اگر) هر وقت به او فرصتی داده شود موفق خواهد شد.

      adverb

      (یک‌بار) برای همیشه

      We have to defeat them once and for all.

      باید آن‌ها را برای همیشه شکست بدهیم.

      noun

      یک‌مرتبه، یک‌دفعه

      Listen to me just this once!

      فقط همین یک‌دفعه به حرفم گوش کن!

      adjective

      پیشین، سابق، قبلی، روزی

      the once colony of France

      مستعمره‌ی پیشین فرانسه

      a once famous painter

      نقاشی که روزی معروف بود

      conjunction

      همینکه، به مجردی که، به محض اینکه، وقتی که، تا

      Once they gain power, they become corrupt.

      وقتی که به قدرت می‌رسند، فاسد می‌شوند.

      Once he is tired, he falls asleep.

      خسته که می‌شود، خوابش می‌برد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد once

      1. adjective, adverb in the past; occurred one time only
        Synonyms:
        previously formerly already before back late earlier ago sometime old bygone one one time before away back in the past long ago on one occasion at one time in times past this time back when in the old days only one time once upon a time one time previously but once in the olden days in times gone by a single time heretofore whilom quondam time was erstwhile
        Antonyms:
        never

      Collocations

      once more

      یکبار دیگر

      at once

      فوراً

      once more (or once again)

      دوباره، یک‌بار دیگر

      once upon a time

      (در آغاز قصه) یکی بود یکی نبود، روزی بود و روزگاری بود، مدتها پیش

      Idioms

      all at once

      1 - ناگهان 2- یک‌باره، در یک زمان

      at once

      1 - فوراً، به‌تندی 2- در همان زمان

      for once

      لااقل یک‌بار، حداقل یک‌دفعه

      once and again

      گاه و بیگاه، گهگاه، هرچندوقت یک‌بار

      once and for all

      به‌ طور قطع، قاطعانه، بی‌چون‌و‌چرا، برای همیشه

      Idioms بیشتر

      once a thief, always a thief

      (یک‌بار دزد، همیشه دزد) یک خطا موجب خطاهای دیگر می‌شود

      once bitten, twice shy

      مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

      once in a while

      گاهی‌وقت‌ها، هرازگاهی، گهگاه، هرچندوقت یک‌بار

      once in a blue moon

      خیلی به‌ندرت، تقریباً هرگز، خیلی کم

      سوال‌های رایج once

      معنی once به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «once» در زبان فارسی به «یک‌بار» یا «روزی» (بسته به بافت جمله) ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «once» از پرکاربردترین واژه‌های زبان انگلیسی است که بسته به جایگاه و معنای جمله، کاربردهای متنوعی دارد. در ساده‌ترین حالت، این واژه به معنای «یک‌بار» است و برای اشاره به انجام کاری فقط در یک نوبت به کار می‌رود؛ برای مثال، وقتی فردی می‌گوید «I went there once»، منظورش این است که تنها یک مرتبه به آن مکان رفته است. همین کاربرد باعث می‌شود این واژه در روایت‌های روزمره، داستان‌گویی و حتی بیان تجربیات شخصی بسیار به کار گرفته شود.

      کاربرد دیگر «once» به عنوان قید زمانی است که به گذشته دور اشاره دارد، همانند عبارتی که در آغاز قصه‌ها بسیار شنیده می‌شود: «Once upon a time». این ترکیب حال و هوایی اسطوره‌ای و روایی دارد و برای شروع داستان‌های تخیلی یا تاریخی استفاده می‌شود. به همین دلیل، «once» علاوه بر نقش دستوری، بار فرهنگی و ادبی خاصی نیز دارد که باعث شده در متون کلاسیک و مدرن جایگاهی ویژه داشته باشد.

      همچنین «once» می‌تواند معنای «به محض این‌که» یا «وقتی که» بدهد. برای نمونه، در جمله‌ی «Once you finish your homework, you can play»، واژه‌ی «once» نقش شرطی پیدا می‌کند و زمان انجام یک عمل را به اتمام عمل دیگری وابسته می‌سازد. این کاربرد در زبان رسمی، دستورالعمل‌ها، و حتی در متون قانونی نیز کاربرد زیادی دارد.

      از سوی دیگر، «once» گاهی با ترکیب شدن با سایر کلمات، معنایی تقویتی و تأکیدی می‌یابد. عباراتی چون «once and for all» (برای همیشه) یا «once in a while» (گاهی اوقات) نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند این واژه توانایی ایجاد اصطلاحات رایج و پرمعنا در زبان انگلیسی را دارد. چنین اصطلاحاتی در زبان محاوره‌ای بسیار محبوب‌اند و نشان‌دهنده‌ی انعطاف این واژه در تولید معانی تازه هستند.

      «once» را می‌توان پلی میان سادگی و عمق دانست. از طرفی معنای ابتدایی و ساده‌ای چون «یک‌بار» را منتقل می‌کند، و از سوی دیگر می‌تواند بافتی ادبی، شرطی یا اصطلاحی به خود بگیرد. همین چندلایگی سبب شده این واژه هم در گفتار روزمره و هم در ادبیات مکتوب و شفاهی جایگاهی ماندگار داشته باشد.

      ارجاع به لغت once

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «once» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/once

      لغات نزدیک once

      • - onanism
      • - onboarding
      • - once
      • - once a thief, always a thief
      • - once again
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.