آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۳

      Supervisor

      ˈsuːpərvaɪzər ˈsuːpəvaɪzə ˈsuːpəvaɪzə

      شکل جمع:

      supervisors

      معنی supervisor | جمله با supervisor

      noun countable C1

      ناظر، سرپرست

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The supervisor carefully monitored the employees' progress on the project.

      سرپرست با دقت پیشرفت کارمندان را در پروژه زیرنظر داشت.

      The supervisor conducted regular meetings to ensure everyone was on track.

      ناظر جلسات منظمی را برای اطمینان از اینکه همه در مسیر درست قرار دارند برگزار می‌کرد.

      noun countable

      استاد راهنما

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      My supervisor provided valuable feedback on my performance during the training.

      استاد راهنمای من بازخورد ارزشمندی در مورد عملکرد من در طول آموزش ارائه کرد.

      The supervisor was impressed with the student's research project.

      استاد راهنما تحت‌تأثیر پروژه‌ی تحقیقاتی دانشجو قرار گرفت.

      noun countable

      استاندار، مباشر

      The supervisor presented the budget proposal to the town council.

      استاندار پیشنهاد بودجه را به شورای شهر ارائه کرد.

      Citizens appreciated the supervisor's efforts to improve public safety.

      شهروندان از تلاش‌های استاندار برای ارتقای امنیت عمومی قدردانی کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد supervisor

      1. noun person who manages people, project
        Synonyms:
        manager boss head director executive administrator superintendent overseer chief inspector foreperson super curator custodian caretaker straw boss slave driver brass hat zookeeper
        Antonyms:
        worker employee

      سوال‌های رایج supervisor

      شکل جمع supervisor چی میشه؟

      شکل جمع supervisor در زبان انگلیسی supervisors است.

      ارجاع به لغت supervisor

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «supervisor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supervisor

      لغات نزدیک supervisor

      • - supervised learning
      • - supervision
      • - supervisor
      • - supervisor call
      • - supervisor request
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.