آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

    Adoption

    əˈdɑːpʃn əˈdɒpʃn

    شکل جمع:

    adoptions

    معنی adoption | جمله با adoption

    noun countable uncountable B2

    فرزندخواندگی، به فرزندی گرفتن

    The law makes the adoption process smoother and more regulated.

    قانون، فرایند فرزندخواندگی را آسان‌تر و منظم‌تر می‌کند.

    They decided to adopt a child from another country.

    آن‌ها تصمیم گرفتند کودکی از کشور دیگری به فرزندی بگیرند.

    noun uncountable

    اختیار، اتخاذ، قبول، پذیرش، به کارگیری، استفاده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    Many companies have been slow in the adoption of green energy solutions.

    بسیاری از شرکت‌ها در پذیرش راه‌حل‌های انرژی سبز کند بوده‌اند.

    The committee is reviewing the adoption of the new policy.

    کمیته درحال بررسی اتخاذ سیاست جدید است.

    noun uncountable

    انتخاب، برگزیدن، گزینش، اتخاذ (برای خود)

    After many years abroad, she declared Italy as her country of adoption.

    پس‌از سال‌ها زندگی در خارج، او ایتالیا را کشور انتخابی خود اعلام کرد.

    His adoption of Persian culture was reflected in his writings.

    برگزیدن فرهنگ ایرانی در نوشته‌های او مشهود بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد adoption

    1. noun choosing or taking something as one’s own
      Synonyms:
      choice selection approval acceptance support assumption appropriation embracing embracement endorsement following confirmation ratification enactment espousal maintenance taking up taking on taking over
      Antonyms:
      rejection repudiation pass
    1. noun legal taking of another’s child
      Synonyms:
      raising taking in adopting fostering fosterage naturalizing

    سوال‌های رایج adoption

    شکل جمع adoption چی میشه؟

    شکل جمع adoption در زبان انگلیسی adoptions است.

    ارجاع به لغت adoption

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «adoption» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/adoption

    لغات نزدیک adoption

    • - adopt an approach
    • - adopt out
    • - adoption
    • - adoptionist
    • - adoptive
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.