صفت تفضیلی:
more obligatoryصفت عالی:
most obligatoryالزامی، اجباری، واجب، الزامآور
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
a blood test is obligatory.
آزمایش خون الزامی است.
attendance at the meeting is obligatory.
حضور در گردهمایی اجباری است.
Obedience is obligatory for a soldier.
اطاعت برای سرباز الزامی است.
همیشگی، طبق معمول، مورد انتظار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In that town, morning tea at the café was obligatory.
در آن شهر، چای صبحگاهی در کافه امری همیشگی بود.
It was obligatory for guests to bring a small gift.
برای مهمانان، آوردن هدیهای کوچک امری همیشگی بود.
In most weddings here, cutting a cake is obligatory.
در بیشتر عروسیهای اینجا، بریدن کیک مورد انتظار است.
حقوق لازم، الزامی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
Under the contract, it is obligatory for the contractor to obtain insurance before starting work.
طبق قرارداد، دریافت بیمه توسط پیمانکار پیشاز آغاز کار الزامی است.
Compliance with safety regulations is obligatory for employers.
رعایت مقررات ایمنی برای کارفرمایان الزامی است.
It is obligatory to register the land with the local authority.
ثبت زمین در ادارهی محلی الزامی است.
صفت تفضیلی obligatory در زبان انگلیسی more obligatory است.
صفت عالی obligatory در زبان انگلیسی most obligatory است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «obligatory» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/obligatory