آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ شهریور ۱۴۰۴

    Solidarity

    ˌsɑːlɪˈderət̬i ˌsɒləˈdærəti

    معنی solidarity | جمله با solidarity

    noun uncountable C1

    اتحاد، وحدت، انسجام، به‌هم‌پیوستگی، همکاری، هم‌بستگی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    They showed solidarity by participating in the protest.

    آن‌ها با شرکت در تظاهرات اتحاد خود را نشان دادند.

    Solidarity among the team members strengthened their bond.

    هم‌بستگی بین اعضای تیم باعث تقویت پیوند آن‌ها شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد solidarity

    1. noun unity
      Synonyms:
      union agreement harmony alliance support teamwork fellowship accord consensus unanimity uniformity oneness sameness confederation federation comradeship indivisibility undividedness unification

    لغات هم‌خانواده solidarity

    noun
    solid, solidarity, solidity, solidification
    adjective
    solid
    verb - transitive
    solidify
    adverb
    solidly

    سوال‌های رایج solidarity

    معنی solidarity به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی solidarity در زبان فارسی به «همبستگی» ترجمه می‌شود.

    solidarity به احساس و عملی اشاره دارد که گروهی از افراد را به هم پیوند می‌دهد و بر اساس حمایت، همکاری و همراهی متقابل شکل می‌گیرد. این مفهوم معمولاً زمانی به کار می‌رود که افراد یا گروه‌ها برای دستیابی به هدفی مشترک، مقابله با چالش‌ها یا حمایت از یکدیگر دست به اقدام می‌زنند. همبستگی به معنای ایجاد اتحاد و همدلی در میان اعضای یک گروه یا جامعه است و نقش مهمی در تقویت روابط انسانی و اجتماعی دارد.

    از منظر روان‌شناختی، solidarity باعث ایجاد حس تعلق، امنیت و اعتماد بین اعضای یک گروه می‌شود. هنگامی که افراد احساس همبستگی می‌کنند، انگیزه‌ی بیشتری برای مشارکت فعال و حمایت از دیگران پیدا می‌کنند. این ویژگی می‌تواند فشار روانی ناشی از مشکلات فردی یا جمعی را کاهش دهد و حس همکاری و همدلی را تقویت کند. احساس همبستگی همچنین به افراد کمک می‌کند تا با شرایط دشوار بهتر مقابله کنند و اهداف گروهی را با انسجام بیشتری دنبال نمایند.

    در زندگی روزمره، solidarity در زمینه‌های مختلف اجتماعی، حرفه‌ای و حتی خانوادگی دیده می‌شود. برای مثال، اعضای یک تیم کاری که در پروژه‌ای مشترک مشارکت می‌کنند، با ایجاد همبستگی، کارآمدی و هماهنگی خود را افزایش می‌دهند. همچنین، در مواقع بحرانی، مانند بلایای طبیعی یا چالش‌های اجتماعی، solidarity بین مردم می‌تواند به ارائه کمک‌های مؤثر، کاهش آسیب‌ها و حفظ آرامش جمعی منجر شود.

    از منظر فرهنگی و اجتماعی، همبستگی ارزش بالایی دارد و پایه‌ای برای ایجاد جوامع مقاوم، همدل و هماهنگ محسوب می‌شود. فرهنگ‌هایی که اهمیت حمایت متقابل و همکاری جمعی را تأکید می‌کنند، افراد را تشویق می‌کنند تا با همبستگی به بهبود شرایط و پیشرفت جمعی کمک کنند. این مفهوم نه تنها روابط انسانی را تقویت می‌کند، بلکه موجب توسعه اجتماعی و ایجاد محیطی امن و مثبت برای همه اعضای جامعه می‌شود.

    solidarity مفهومی است که فراتر از همکاری سطحی عمل می‌کند و نشان‌دهنده‌ی پیوند عاطفی، اجتماعی و اخلاقی بین افراد است. این واژه یادآور اهمیت حمایت متقابل، همدلی و اتحاد در مواجهه با چالش‌ها و تلاش برای رسیدن به اهداف مشترک است و نشان می‌دهد که همبستگی، پایه‌ای اساسی برای رشد فردی، اجتماعی و جمعی انسان‌ها محسوب می‌شود.

    ارجاع به لغت solidarity

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «solidarity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/solidarity

    لغات نزدیک solidarity

    • - solid-state
    • - solidago
    • - solidarity
    • - solidification
    • - solidify
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.