گذشتهی ساده:
supersededشکل سوم:
supersededسومشخص مفرد:
supersedesوجه وصفی حال:
supersedingجایگزین شدن، از دور خارج کردن، منسوخ کردن، جانشین شدن، جای کسی یا چیزی را گرفتن
Artificial intelligence and robots will eventually supersede human workers in many industries.
هوش مصنوعی و رباتها در نهایت جایگزین نیروهای انسانی در بسیاری از صنایع خواهند شد.
The advent of digital photography did not entirely supersede traditional film photography, but rather relegated it to a niche market.
ظهور عکاسی دیجیتال بهطور کامل عکاسی با فیلم سنتی را منسوخ نکرد، بلکه آن را به یک بازار خاص محدود کرد.
He superseded his father as managing director.
او بهعنوان مدیرعامل جانشین پدرش شد.
The automobile began to supersede the horse.
اتومبیل بهتدریج جای اسب را گرفت.
This organization will be superseded by two others.
این سازمان با دو سازمان دیگر جایگزین خواهد شد.
Many experts predict that generative AI will eventually supersede traditional software in most industries.
بسیاری از کارشناسان پیشبینی میکنند که هوش مصنوعی مولد در نهایت جایگزین نرمافزارهای سنتی در بیشتر صنایع خواهد شد.
از اعتبار انداختن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Technology has superseded many traditional methods of communication.
تکنولوژی بسیاری از روشهای سنتی را از اعتبار انداخته است.
It is argued that renewable energy sources must supersede fossil fuels to mitigate climate change effectively.
استدلال میشود که منابع انرژی تجدیدپذیر باید سوختهای فسیلی را از اعتبار بیندازند تا تغییرات اقلیمی را بهطور مؤثر کاهش دهند.
The lapse of time has superseded his astronomical system.
گذشت زمان نظام نجومی او را از اعتبار انداخته است.
مقدم بودن، تقدم داشتن
The welfare of a child supersedes the wishes of the parents.
آسایش کودک بر خواستههای والدین تقدم دارد.
When evaluating urban development proposals, the preservation of historical landmarks should consistently supersede purely economic considerations.
هنگام ارزیابی پیشنهادات توسعهی شهری، حفظ آثار تاریخی باید بهطور مداوم بر ملاحظات صرفاً اقتصادی مقدم باشد.
This summary is intended to supersede the necessity of a long and detailed account.
منظور از این خلاصه این است که نیاز به شرح طولانی و پرجزئیات را مقدم دارد.
گذشتهی ساده supersede در زبان انگلیسی superseded است.
شکل سوم supersede در زبان انگلیسی superseded است.
وجه وصفی حال supersede در زبان انگلیسی superseding است.
سومشخص مفرد supersede در زبان انگلیسی supersedes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «supersede» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supersede