با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Dealing

ˈdiːlɪŋ ˈdiːlɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    dealt
  • شکل سوم:

    dealt
  • سوم شخص مفرد:

    deals
  • شکل جمع:

    dealings
  • uncountable noun
    فروش (مواد مخدر)
    • - The police arrested the man for dealing drugs on the street.
    • - پلیس این مرد را به جرم فروش مواد مخدر در خیابان دستگیر کرد.
    • - She was involved in dealing drugs for many years.
    • - او سال‌ها در فروش مواد مخدر فعالیت داشت.
  • countable uncountable noun
    اقتصاد دادوستد، خریدوفروش، معامله
    • - Dealing in stocks requires a good understanding of the market.
    • - دادوستد در بزار سهام مستلزم شناخت خوب بازار است.
    • - He made a lot of money through his dealings in real estate.
    • - او از طریق معاملاتش در حوزه‌ی املاک و مستغلات پول زیادی به دست آورد.
  • noun
    ارتباط (با شخص و کشور و غیره)
    • - I have a close dealing with my best friend since childhood.
    • - بچگی با بهترین دوستم رابطه‌ی نزدیکی دارم.
    • - The dealing between the two countries was strained after the conflict.
    • - پس از این درگیری، ارتباط بین دو کشور تیره شد.
  • noun
    رفتار، برخورد
    • - Her dealing with customers was always polite and professional.
    • - رفتارش با مشتریان همیشه مؤدبانه و حرفه‌ای بود.
    • - The company's dealing with its employees has been the subject of controversy.
    • - برخورد این شرکت با کارمندانش موضوع بحث و جدل بوده است.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت dealing

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dealing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/dealing

لغات نزدیک dealing

پیشنهاد و بهبود معانی