Deflower

ˌdiːˈflaʊər ˌdiːˈflaʊə / / dɪ-
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

verb - transitive
ازاله بکارت کردن از، ملو کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد deflower

  1. verb ravish; take away beauty
    Synonyms:
    harm spoil ruin violate assault force outrage ravish molest have mar despoil devour depredate defile seduce possess ravage desecrate deflorate

لغات هم‌خانواده deflower

  • verb - transitive
    deflower

ارجاع به لغت deflower

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «deflower» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deflower

لغات نزدیک deflower

پیشنهاد بهبود معانی