آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ آبان ۱۴۰۳

      Disabled

      dɪsˈeɪbld dɪsˈeɪbld

      سوم‌شخص مفرد:

      disables

      وجه وصفی حال:

      disabling

      صفت تفضیلی:

      more disabled

      صفت عالی:

      most disabled

      معنی disabled | جمله با disabled

      adjective B1

      ناتوان، عاجز، ازکارافتاده، معلول، آسیب‌دیده

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      old age disabled him for hard work.

      کهولت سن او را از انجام کار سخت عاجز کرد.

      she was disabled by blindness.

      او نابینا شده بود (چشمانش آسیب‌دیده بود).

      adjective B1

      (مربوط به یا برای افراد) معلول، ناتوان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The organization advocates for the rights of disabled people in the workplace.

      این سازمان از حقوق افراد ناتوان در محیط کار دفاع می‌کند.

      They created a disabled-friendly website to improve online accessibility.

      آن‌ها یک وب‌سایت مناسب برای افراد معلول ایجاد کردند تا دسترسی آنلاین را بهبود بخشند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد disabled

      1. adjective incapacitated
        Synonyms:
        hurt weakened wounded handicapped helpless lame powerless incapable infirm worn-out run-down paralyzed maimed out-of-commission out-of-action laid-up decrepit stalled broken-down wrecked hamstrung sidelined disarmed
        Antonyms:
        healthy able

      لغات هم‌خانواده disabled

      noun
      ability, disability
      adjective
      able, disabled
      verb - transitive
      enable
      adverb
      ably

      سوال‌های رایج disabled

      وجه وصفی حال disabled چی میشه؟

      وجه وصفی حال disabled در زبان انگلیسی disabling است.

      سوم‌شخص مفرد disabled چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد disabled در زبان انگلیسی disables است.

      صفت تفضیلی disabled چی میشه؟

      صفت تفضیلی disabled در زبان انگلیسی more disabled است.

      صفت عالی disabled چی میشه؟

      صفت عالی disabled در زبان انگلیسی most disabled است.

      ارجاع به لغت disabled

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «disabled» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/disabled

      لغات نزدیک disabled

      • - disable
      • - disable pulse
      • - disabled
      • - disablement
      • - disabuse
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.